ضرورت شادی و نشاط در زندگی

ارائه شده از:کبری غلامی  کارشناس ارشد  روانشناسی

 

 

شادی و نشاط به عنوان یکی از مهم ترین نیازهای روانی انسان به دلیل تأثیرات زیادی که بر زندگی افراد دارد اگر چه از دیدگاه های مختلفی تعریف و تشریح شده است اما به اتفاق تمام انسان ها يك ضرورت و نياز اساسی بشریت است. كسي را نمي‏توان يافت كه مدعي باشد نيازی به شادي ندارد. اساس جهان هستي و پديده‏هاي آن نیز به گونه ای آفریده شده اند که باعث ایجاد شادی در انسان می شوند. بهار زیبا، گل های رنگارنگ، آبشار و جنگل های مسرت بخش، دریای پهناور، دیدار نزدیکان، ازدواج و تشکیل زندگی خانوادگی و ... کلاً شادی آور و مسرت بخش اند. همچنان که بدن انسان نیاز به مواد غذایی سالم دارد، روح و روان آدمی نیز به تغذیه ی سالم نیاز را دارد. حالا اگر خوردن نیاز است، اگر آشامیدن نیاز است و اگر مسائل جنسی و ... نیاز هستند، شادی هم یک نیاز است. اگر انسان را از آن محروم کنی به ناچار آن را از راه های دیگر به دست می آورد حتی اگر کاری غیر قانونی انجام دهد و یا مرتکب دزدی و قتل شود.

شادی حالت مثبتی است كه در انسان به وجود می‌آید و در مقابل غم و اندوه قرار دارد و معمولاً منجر به رفتاری می‌شود كه بر آن حالت شادی‌كنان گفته می‌شود، یعنی فرد در حال شادی كردن است. در قرآن با مشتقاتی از «فرح» و «سرور» بیان گردیده است: «فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ ...» (آل عمران آیه 170)، «يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ‌ الْمُؤْمِنُونَ‌» (سوره روم آیه 4).

با نگاهی عمیق به زندگی در دین اسلام درمی یابیم که همه ی ابعاد احکام آن دارای حرکت و نشاط است. نماز، جهاد، تأکید بر صله ی رحم، یادگیری سوارکاری و تیراندازی و ... نمونه هایی از جلوه های شادی در دین می باشد. علاوه بر آن زندگی و سیره ی بزرگان و پیروان آن نیز بر حرکت و نشاط استوار بوده است. به همین دلیل در حالات هیچ یک رهروان راستین صدر اسلام، افسردگی و ناامیدی دیده نمی شود.

قرآن زندگي با تحرک و پویایی، نشاط و شادي را نعمت و رحمت ‏خدا تلقي فرموده، و خلاف آن را نوعی تنبیه بر می شمارد. «فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ» (آل عمران آیه 170)

«آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و کرم خود بدیشان داده است و خوشحالند به خاطر کسانی که بعد از آنان مانده اند و بدیشان نپیوسته اند. این که ترس و هراسی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نخواهند شد».

«فِي‌ بِضْعِ‌ سِنِينَ‌ لِلَّهِ‌ الْأَمْرُ مِنْ‌ قَبْلُ‌ وَ مِنْ‌ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ‌ الْمُؤْمِنُونَ»‌ (سوره روم آیه 4)

«در مدت چند سالی، همه چیز در دست خدا و به فرمان او است؛ چه قبل (که رومیان شکست خورده اند) و چه بعد (که آنان پیروز می گردند. ضعف و قدرت، شکست و پیروزی و ...آزمون خداوندی است)؛ و در آن روز (که رومیان پیروز می گردند)، مؤمنان شادمان می شوند».

«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ» (سوره يونس آیه 58)؛ «بگو به فضل و رحمت خدا- به همین (نه چیز دیگری)- باید مردمان شادمان شوند. این بهتر از چیزهایی است که از (حطام دنیا) گرد می آورند».

این امر در مورد آن سه مسلمانی که از جهاد باز مانده و از دستورات سرپیچی نموده بودند به خوبی روشن است. به دنبال آن، خداوند به عنوان يك تنبیه مي‏فرمايد: فَلیَضحَکُوا قَلِیلاً وَلیَبکُوا کَثِیراً.روشن است که تنبیه (در معنی رایج ما) به صورت كيفر و مجازاتي است كه همواره بر خلاف طبيعت و فطرت آدمي او را دچار عذاب و رنج مي‏سازد. اين كه خداوند آرزوي كم خنديدن و زياد گريستن براي نافرمانان مي‏كند، حكايت از اين حقيقت دارد كه خنده به عنوان يكي از عوامل نشاط، امر طبيعي و فطري است و او مي‏خواهد به عنوان كيفر، نافرمانان از اين نعمت محروم باشند.

گاهی انسان ها در مسیر خود برای رسیدن به شادی دچار اشتباه و خطا می شوند و به جای این که به کیفیت زندگی روی آورند، هم و غم خود را روی کمیت آن می گذارند؛ از نظر آسایش و مادیات روز به روز وسعت مالی پیدا می کنند، انواع لوازم و امکانات جدید و به روز را تهیه می کنند اما متناسب با آن شادی و نشاط آن ها تأمین نمی گردد. امروزه کسانی را می بینیم که شاد نیستند، زندگی می کنند اما از زندگیشان لذتی نمی برند و شادی را در زندگی و اطراف خود پیدا نمی کنند و با آن که به نبود امکانات مادی در گذشته راضی نیستند اما اکثراً به زندگی شاد و بدون امکانات گذشته ای که در آن قناعت وجود داشت حسرت می خورند.

در چنین شرایطی باید از خود پرسید در گذشته ی مسلمین چه چیزی وجود داشت که منبع شادی آن ها بود اما امروزه از آن محروم شده و شادی نیز همراه با آن برای تعداد زیادی از مسلمین رخت بر بسته است؟

در دنيای امروز عوارض روزافزون زندگی «جاهلی» كه در حال بلعيدن همه ی ارزش های توحیدی، احساسات، هيجانات، انسانيت و حتی سلامت جسمی انسان است، غير قابل كتمان می‌باشد. اضطراب‌های فكری و تنش‌های روانی نيز از مشكلات جدی انسان عصر تكنولوژی است كه منجر به كاهش احساس شادی در وی شده است. در سال های اخیر در حوزه ی روان شناسی سلامت و در قالب روان شناسی مثبت، تأکید بیشتری بر مفهوم شادی بر اساس «مسئولیت» و «تعقل شخصی» شده است و معتقد است انسان می تواند صرفاً با قدرت عقل و توانایی شخصی و بدون تکیه بر خدا و نیروهای ماوراءالطبیعه، زندگی خود را اداره نموده و به شادی بپردازد. در این دیدگاه صرفاً تکیه بر حس، فکر و نفع شخصی محرک تعقیب شادی می گردد و به شخص می آموزد که مسئول تأمین چنین شادی برای خودش می باشد (به هر قیمتی که شد).

ولی تعريف و تفسير شادي در دین اسلام با شادي در روان شناسي غربي کاملاً متفاوت است. در اسلام، شادي در دل جاي دارد، اما در روان شناسی، شادي يك حالت ذهني يا احساسي و هیجان است.

اسلام با تأیید «مسئولیت» و «تعقل» اشخاص، «دل» را محل استقرار شادی می داند. «لَهُم قُلُوبٌ لاَیَفقَهُونَ بِهَا ...» (سوره اعراف آیه 179)، «دل هایی به هم رسانند که بدانها فهم کنند».

«فَتَکُونَ لَهُم قُلُوبٌ یَعقِلُونَ بِهَا» (سوره حج آیه 46) ؛ «آن ها دل هایی دارند که بدان ها نمی فهمند»

و این در حالی است که فرهنگ جاهلی حاکم بر جامعه، مردم را به سمتی برده است که شادی را در هیاهوی بیرون از خود جستجو کنند. در دین همین شادی نیز وسیله ای جهت رسیدن به کمال انسانی است و خودش به تنهایی هدف نمی گردد. شادی یکی از ابزارهایی است که انسان مؤمن را به کمال نزدیک می کند.

اسلام بهره گيری از شادی، لذت بردن از زندگی و رضایت‌مندی از آن را در قالب آموزه های ساده و آسان آموزش می‌دهد و جهت مراقبت و نگهداری از این شادی نیز راهکارهایی را نشان می دهد، تا جايی كه تبسم به چهره ی اهل ایمان و ديگران را پاداش داده و «عملی دارای ثواب اخروی» بر می‌شمارد و به اين ترتيب به شادی عمق بخشيده و آن را درونی و پايدار می‌نماید تا تشنگی انسان را نسبت به اين نیاز پاسخ دهد. از طرفی نيز از شادی‌ها و لذت‌های ناپسند و كاذب به شدت جلوگيری نموده و معتقد است كه اين گونه شادی‌ها، تنها بخش بسيار كوچك و سهم ناچيزی از شادی‌های واقعی است که به شادی پایدار انسان ها لطمه وارد می کند. شادی امری درونی است که وجود انسان را سرشار از آرامش می نماید.

محققان حوزه ی درون شناسی نیز تلاش نموده اند عوامل و مؤلفه هایی را در به وجود آمدن و پايدار ماندن شادی معرفی نمایند که از جمله موارد متعدد مثبت آن ها (چون موارد منفی زیادی را نیز برشمرده اند) می توان به موارد زیر اشاره کرد:

-         ارتباط اجتماعی مداوم و پایدار و داشتن سرمایه ی اجتماعی (دوستی ها، احساس کنترل شخصی، شبکه ی روابط اجتماعی و اعتماد اجتماعی که بیشتر از سرمایه ی انسانی (سطح تحصیلات، درآمد، موقعیت اجتماعی و ...) بر میزان شادمانی افراد جامعه تأثیر می گذارد. افرادی که از سرمایه ی اجتماعی برخوردار هستند و روابط اجتماعی بهتری دارند شادتر از کسانی هستند که از نظر تحصیلات، ثروت، جایگاه اجتماعی و ... در درجات بالایی قرار دارند اما روابط اجتماعی مناسبی ندارند. 

-         داشتن اعتقاد دینی و معنویت گرائی

-         ازدواج و زندگی زناشویی

-         پول و ثروت (برای عده ای از افراد شادمانی با افزایش ثروت بیشتر می شود و کاهش ثروت، شادی را می کاهد، بخصوص در میان قشر کم درآمد جامعه. چون درآمد تا اندازه ای که نیازهای مادی افراد را برطرف می کند بر شادمانی آن ها تأثیر دارد، اما درآمد بیش از حد مورد نیاز، شادمانی را افزایش نمی دهد).

-         سلامت و وضعیت جسمانی

-         تحصیلات

-         شخصیت (درون گرا و برون گرا بودن افراد)

-         اوقات فراغت و پرداختن به کارهای مورد علاقه، کارهایی که افراد در اوقات فراغت خود انجام می دهند به دلیل این که اشخاص توانایی انجام آن ها را دارند یا به آن ها علاقه دارند در کاهش افسردگی و اضطراب مؤثر است، افراد تلاش می کنند با رضایت خاطر به انجام چنین کارهایی حتی در مدت طولانی بپردازند بدون این که گذشت زمان را حس کنند. همین امر باعث می شود فعالیت های اوقات فراغت در انسان احساس آرامش ایجاد نموده و میزان خستگی و اضطراب را کاهش دهد و منبع بسیار مناسبی جهت تولید شادی باشند.

-         رضایت شغلی

-         سن، در هر سن شادی های افراد با هم یکسان نیست لذا چیزی که برای یک نوجوان مایه ی شادی و خوشحالی می گردد برای یک بزرگسال شادی به همراه نمی آورد.

-         جنسیت، عوامل ایجاد شادی در مردان و زنان با هم متفاوت است. چیزهایی که پسر بچه ها را شاد می کند برای دخترها جذابیتی ندارد.

-         اعتقادات دینی، این ایمان درونی باعث می گردد اشخاص کمتر احساس تنهایی، رهاشدگی و پوچی نمایند. ایمان به قدرتی برتر که در هر شرایطی انسان را به حال خودش نمی گذارد باعث تقویت شادی درونی افراد می شود.

-         عزت نفس، یکی از اساسی ترین عامل شادی و مهم ترین پشتیبانی کننده ی آن است که جزء جدانشدنی و تفکیک ناپذیر شادی به شمار می رود.

-         عوامل زیست محیطی مانند: موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی

-         شرایط فرهنگی، شیوه های رسیدن به شادی در فرهنگ ها و ملیت های مختلف با یکدیگر متفاوت است.

-         و ...

اسلام همه ی این موارد یاد شده را به عنوان منابعی که به شادی البته از نوع زودگذر آن منجر می‌شود قبول دارد. خداوند متعال با تأکید بر موارد مثبت یاد شده به عنوان نمادهای ظاهری و زودگذر شادی، در قانون اساسی و شریعت خود سه عامل اساسی را منشأ بروز شادی پایدار در انسان ها معرفی می فرماید تا از استرس آور و شادمانی زدا شدن این موارد و تبدیل شدن آن ها به توهم خوشحالی جلوگیری شود که عبارتند از:

1-     پایبندی به ضوابط و شروط لا اله – الا الله و محمد رسول الله به عنوان مهم ترین و زیربنایی ترین عامل شادی. نداشتن نگرانی، اضطراب و افسردگی و رسیدن به اطمینان قلبی، اساس هر نوع شادی است و این تنها از کانال شریعت الله تأمین می گردد. خداوند می فرمایند: «الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطمَئِنَّ قُلُوبهم بِذِکرِ الله»، «أَلاَ بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب».

داشتن بینش روشن و واقعی از جایگاه زندگی دنیوی نسبت به زندگی اخروی باعث رضایت مندی و خشنودی به قضا و قدر الهی است. «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‌ مَا فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِمَا آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ» (سوره حدید آیه 23)

«تا بر آنچه از دست داديد، تأسف نخوريد و به آنچه به شما داده شد، (سرمستانه) شادمانى نكنيد و خداوند هيچ متكبر فخرفروشى را دوست ندارد».

2-    عدم اعتراض به مقدّرات الهی در ظاهر و باطن، به زبان و عمل. انسان می تواند دو نوع برداشت از دنیا داشته باشد: 1- دنیا مکان استراحت و آخر خط است که نباید در آن مشکلات و ناملایماتی وجود داشته باشد. قطعاً در زندگی همه ی انسان ها مشکلات وجود دارند در نتیجه در این دیدگاه مواجه شدن با آن ها بسیار ناگوار و شکننده خواهد بود. 2- دنیا گذرا، ناپایدار و محل آزمایش و برداشت عمل صالح برای قیامت ماندنی و همیشگی است. در این نگرش انسان به راحتی سختی ها را می پذیرد و زندگی و تحمل سختی های آن برایش آسان می شود.

3-    ایمان به قیامت و دنیای پس از مرگ از طریق آخرین فرستاده اش، هدف نهایی و آرماني كه اسلام براي مسلمین ترسيم مي‏کند، تنها بهشت و رضایت خداست. بازگشت مختارانه و آزادانه ی یک مسلمان به این اصل و حركت و نزدیکی او به این هدف احساس رضایت و شادی اش را افزون می گرداند.

قرآن و شریعت در تمام آیات و احکام و دستوراتش قصد دارد که با آموزش لااله –الا الله و محمد رسول الله، کیفیت شادی و نشاط و لذت از زندگی سالم و اسلامی را به انسان آموزش دهد. از ساده ترین توصیه های شخصی که زمینه ساز شادی می شوند همچون: آراستگی، پوشیدن لباس هایی با رنگ روشن، استعمال بوی خوش، حضور در مجالس شادی، دیدار با دوستان، نظافت و پاکیزگی، مسافرت و تفریح، حضور در طبیعت، زدودن کینه و حسد از دل، شوخ طبعی و مزاح و ... مطرح شده که همه برای ایجاد شادی و زدودن غم و اندوه از دل مؤمنان است؛ گرفته تا دستوراتی در مورد زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جهادی عموم مسلمین. علاوه بر آن در احاديث و روایات، دستورالعمل‏هاي خاصي نيز براي حفظ و پرورش نشاط و شادی ـ مانند پياده‏روي، سواركاري، شنا، نگاه كردن به سبزه‏ها، خوردن و نوشيدن، مسواك كردن، شوخي، خنده و ... داده شده است.

علاوه بر این ها، تمامی اعمال و رفتاری که باعث می شود به این نوع زندگی صدمه و خدشه وارد شود را هم گوشزد می کند و آن ها را حرام می شمارد؛ زیرا اعمال حرام هم به جسم و هم به روح انسان آسیب جدی وارد می کند و او را بیمار می سازد. حال شما بگویید آیا شخصی که مریضی صعب العلاج دارد از موهبت و نعمت زندگی لذت می برد؟ انسان ها به هر میزان از توحید و قانون شریعت الله فاصله می گیرند به همان اندازه مریض و بیمار روحی می شوند. در این صورت و بر اساس هدف زندگي، پیداست که شادي و نشاط از ديدگاه اسلام داراي حد و مرز است. حد و مرزهای شادی شامل موارد ذیل می گردد:

-محتوا (دروغ گفتن، مسخره کردن)

 -قالب (ترساندن، اذیت)؛ خنده، با انگيزه ی آزردن، اهانت و تحقير ديگري، حكم اذیت را دارد، مثل کسی که در مراسم تدفین انسانی بخندد.

-زمان و مکان شادي و نشاط، نبايد با روح توحيدي و ارزش های اخلاقی اسلام در تضاد باشد. به عنوان مثال خنده از نظر اسلام، زمانی مؤثر و مفيد است كه به شخصيت و احساسات مسلمین لطمه وارد نياورد.

پس شادی به صورت مطلق، خوب یا بد نیست؛ ‌بلکه در مورد خوب یا بد بودن شادی باید بر اساس ملاک‌های معین اخلاقی شریعت داوری و حکم نمود. بر این اساس، شادی به دو نوع پسندیده و ناپسند تقسیم می‌شود. شادی‌های ناپسند همراه با نافرمانی خدا، آزار و اذیت دیگران و خطرآفرین هستند اصولاً شادی‌های ناپسند، آنی، زودگذر و با نتایج ناخوشایند همراه هستند. مثلاً ترقه زدن در مراسم مختلف که هم برای فرد خطرآفرین است و هم باعث آزار و اذیت دیگران می شود.

قرآن ‌ضمن ‌بیان ‌عذاب‌های ‌دوزخیان می‌‌فرماید: «ذَلِكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ» (سوره غافر آیه 75)؛ «این‌ به ‌خاطر آن‌ است‌ که ‌به ‌ناحق ‌در زمین ‌شادی‌ می‌کردید و از روی ‌غرور و مستی ‌به ‌خوشحالی ‌می‌پرداختید». بعضی‌ از شادی‌ها به ‌جهت ‌همراه‌ بودن ‌با فساد و گناه، سرانجام‌ به‌ ذلت‌ و رسوایی ‌شخص ‌می‌انجامد.

بر همین اساس آيات قرآن درباره ی شادی دو دسته‌اند؛ دسته ای از آيات مؤمنین را دعوت به شادی کرده‌اند و دسته‌ی ديگر نوعی از شادی را نکوهش می‌کنند:

v    شادی پسندیده، شامل شادی هایی می گردد که بر اساس قانون شریعت الله و اهداف و ارزش های آن ابراز می شوند مانند:

  • فِي‌ بِضْعِ‌ سِنِينَ‌ لِلَّهِ‌ الْأَمْرُ مِنْ‌ قَبْلُ‌ وَ مِنْ‌ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ‌ الْمُؤْمِنُونَ‌ (سوره روم آیه 4)؛ در مدت چند سالی، همه چیز در دست خدا و به فرمان او است؛ چه قبل (که رومیان شکست خورده اند) و چه بعد (که آنان پیروز می گردند. ضعف و قدرت، شکست و پیروزی و ... آزمون خداوندی است)؛ و در آن روز (که رومیان پیروز می گردند)، مؤمنان شادمان می شوند.
  • قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ (سوره يونس آیه 58)؛ بگو به فضل و رحمت خدا- به همین (نه چیز دیگری)- باید مردمان شادمان شوند. این بهتر از چیزهایی است که از (حطام دنیا) گرد می آورند.
  • فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (سوره آل عمران آیه ۱۷۰)؛ آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و کرم خود بدیشان داده است و خوشحالند به خاطر کسانی که بعد از آنان مانده اند و بدیشان نپیوسته اند. این که ترس و هراسی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نخواهند شد.

v    شادی ناپسند و نکوهیده، شامل شادی هایی می گردد که ضد قانون شریعت و ارزش ها و اهداف آن ابراز می شوند. مانند:

- زمانی که قوم قارون به وی که سرمست غرور و تکبر بود و از خود شادی متکبرانه ای را نشان می داد قوم او به وی گفتند: « إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لاتَفرَح إنَّ اللهَ لایُحِبُّ الفَرِحِین» (سوره قصص آیه 76) قوم وى بدو گفتند شادى مكن كه خدا شادى‏ كنندگان را دوست نمى دارد.

- کسانی که به ناحق در زمین شادی کرده و از روی غرور و غفلت از الله به خوشحالی می پرداختند می فرماید: «ذَلِكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ» (سوره غافر آیه 75)؛ ‏این ( عذابی که در آن هستید ) به سبب شادمانی های ناپسند و بی جائی است که (در برابر اموال دنیا) در زمین می‌کردید (تا بدانجا که اموال دنیا ، اهوال آخرت را از یادتان برده  بود، و به انجام معاصی و گناهانتان کشانده بود) و نیز به سبب نازش ها و بالش هائی است که (در برابر انجام بزهکاری ها و زشتکاری ها) می‌نمودید (و ارتکاب معاصی و اقدام به اذیّت و آزار دیگران را نشانه ی قوت و قدرت و عظمت خود می‌دیدید).‏ 

- کسانی که دچار شرک فرقه گرائی شده و به این عامل عذاب خوشحال و مسرور هستند که می فرماید: «مِنَ الَّذِیِنَ فَرَقُوا دینَهُم وَ کَانُوا شِیَعاً کُلُّ حِزبٍ بِمَا لَدَیهِم فَرِحُونَ» (سوره روم آیه 32)؛ از آن کسانی که آئین خود را پراکنده و بخش بخش کرده‌اند و به دسته‌ها و گروه های گوناگونی تقسیم شده‌اند. هر گروهی هم از روش و آئینی که دارد خرسند و خوشحال است (و مکتب و مذهب ساخته هوی و هوس خود را حق می‌پندارد).

از دیدگاه روشنگران و نخبگان غربی نیز شادی تا جایی می تواند پذیرفته شود که به شخص و افراد جامعه ضرر نرساند. به عنوان مثال شاد شدن به خاطر کودک آزاری، شادی بر اثر رانندگی جنون آمیز در این دیدگاه پذیرفته شده است.