چه کسی می تواند خود کنترلی داشته باشد؟

 ارائه از: بی  بی  فرزانه  عبدالکریم کارشناس ارشد علوم  اجتماعی

 

 

 ما از کسی می توانیم انتظار خود کنترلی داشته باشیم که:

 1-نسبت به وظایف و مسئولیت های خود آگاهی کامل داشته باشد و دقیقاً بداند شرح وظایف او چیست 2-ارزش ها و خوبی ها را  بشناسد و به درستی تشخیص دهد. کسی که فرق بین خوب و بد را نمی داند نمی تواند خودش را کنترل کند.

پیامبر صلّی الله علیه و سلّم به هر آیه ای که نازل می شد عمل می کرد پس اگر در این آیه مورد سرزنش قرار گرفت به این خاطر بوده که تا آن زمان آگاهی در مورد این مسأله نداشت وگرنه قطعاً به آن عمل می کردند. از کارمندی که قبل از شروع به کار  به او شرح وظایف داده نشده و معیارها و ارزش های اداره یا شرکت به او گفته نشده، کارهای خوب و بد برایش تشریح نشده چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم کارش را به نحو احسن و همانطور که مورد انتظار اداره یا شرکت است  انجام دهد. یا کسی که در مورد بیماری آنفلوانزا آگاهی و شناختی به وی داده نشده چگونه می تواند از خودش و دیگران در مقابل بیماری و شیوع آن محافظت کند، اهمیت آن را درک کند و اقدامات پیشگیرانه در این زمینه انجام دهد. پس آگاهی پیش شرط ضروری و مهم برای خودکنترلی است.

خودکنترلی، امری است که با میل و رغبت انجام می شود. یعنی فرد بعد از دریافت آگاهی لازم و پی بردن به ارزش ها و خوبی های آن عمل و پیامدهای آن، خودش با میل و رغبت آن کار را انجام می دهد. راننده ای که فواید منتظر شدن پشت چراغ قرمز را می داند و ارزش هایش را می فهمد و قوانین آن را می داند در صورتی که پلیس راهنمایی حضور ندارد مرتکب خلاف نمی شود. کسی که تصمیم می گیرد سیگار نکشد از طرفی تمایل دارد و مرتب وسوسه می شود او چگونه می تواند این کار را انجام ندهد و تصمیم خود را زیر پا نگذارد؟ آگاهی و شناخت کامل او از عوارض سیگار مانند سرطان و بیماری ریوی عامل کنترلی می شود که فرد با میل و خواست درونی خود در مقابل وسوسه ی مصرف سیگار مقاومت کند. 

 ارزش های ما در ایجاد خودکنترلی بسیار مؤثر است. ما مجموعه ی ارزش هایمان را از جامعه می گیریم. جامعه به ما ارزش ها را معرفی کرده و ما از آن ها استفاده می کنیم. در جامعه ای که نظم و رعایت نوبت یک امر پذرفته شده است همه ی افراد در هر شرایطی خود را ملزم به اجرای آن می دانند، دیگر فرد برای این که کارش زودتر راه بیفتد باج و رشوه نمی دهد.

منبع ارزش های موجود در جامعه متفاوت اند. درمورد مسائل بهداشتی متخصصین امور بهداشت ارزش هایی را به جامعه تزریق می کنند، در مسائل رفتاری و خانوادگی روان شناسان و مشاوران و به همین صورت در حوزه های مختلف مجموعه ای از از ارزش ها وارد جامعه می شوند. برای جامعه ی اسلامی منبع اصلی انتخاب ارزش های آن کتاب و سنت است که در حوزه های مختلف، برنامه ها و دستورات موجود در کتاب و سنت را به جامعه انتقال می دهد و به عنوان رفتار پذیرفته شده در می آورد. پاره ای از مسائل هستند که در کتاب و سنت چیزی در مورد آن ذکر نشده و به عرف جامعه مربوط می شود و ما تا جایی که مخالف شریعت نباشد آن را می گیریم و به کار می بندیم. مثلاً در مورد ازدواج مسائلی مانند مهریه و حقوق زوجین در کتاب و سنت به تفصیل مطرح شده ولی در مورد نحوه ی برگزاری مطلب آن چنانی ذکر نشده لذا مراسم عروسی در هر شهر بر اساس عرف جامعه به شیوه های مختلف برگزار می شود.

همچنان که ارزش های متفاوتی وجود دارد خودکنترلی های مختلفی وجود دارد خودکنترلی های مختلفی وجود دارد. در واقع می توان گفت در مسائل ریز و کوچک به تعداد باورهای انسان ها خودکنترلی وجود دارد. باورهای مسلمان برای او خودکنترلی متناسب با باورهایش ایجاد می کند و باورهای یک مسیحی یا یهودی و ... هم به همین صورت. 

بعضی از مسائل، کلیات است و در بین همه ی انسان ها با هر باوری که داشته باشند مشترک است به عنوان مثال قتل، دزدی و خیانت در همه ی باورها بد است و کسی آن را قبول ندارد.

خودکنترلی را می توان به دو نوع تقسیم بندی کرد:

1-خودکنترلی عمومی که همه ی انسان ها با هر باوری که باشند به آن ها اعتقاد دارند: باور به این که انسان باید

امانت دار باشد و خیانت نکند، دروغ نگوید.

2-خودکنترلی عقیدتی که بر اساس باورهای هر کس متفاوت است. در باور یک مسلمان کنترل مسائل جنسی و خویشتن داری در آن امری ضروری است و راهکار تأمین مشروع آن فقط ازدواج و تشکیل خانواده می باشد ولی باور یک غیر مسلمان برآورده ساختن مسائل جنسی را خارج از چارچوب خانواده و از طریق زنا امری عادی و پذیرفته شده می داند.

در فقه اسلامی از خودکنترلی با عنوان محاسبه ی نفس یاد شده است «حاسِبُوا أنفُسَکُم قَبلَ أن تُحَاسَبُوا» خود را محاسبه کنید قبل از این که محاسبه شوید ... .

 

سؤال اینجاست چرا با این که در دین ما به صراحت در مورد چنین قانونی تأکید شده ولی غیر مسلمان ها در رعایت و اجرای این قانون، بسیار بهتر از ما عمل می کنند؟

چرا ما نتوانسته ایم علیرغم شعارهای رنگارنگ درخصوص پایبندی و عمل به احکام دین، این قانون را در زندگی خود عملی کنیم؟

چرا از غیر مسلمان ها در عملی کردن و اجرای این قانون در زندگی عقب تر هستیم؟

با نگاهی به زندگی غیر مسلمان ها در جوامع اروپایی و جوامع مدرن امروزی نکته ی مهمی که در زندگی آن ها بیش از هر چیزی توجه ما را به خود جلب می کند رعایت وجدان کاری، تعهد و امانت داری است که در هر شرایطی افراد خود را ملزم به رعایت و اجرای آن می دانند.

ما با وجود تأکید صریح دین اسلام در این زمینه، مجذوب رعایت این قانون در زندگی غیر مسلمان ها می شویم و فکر می کنیم آن ها چطور توانسته اند این قانون مهم را در زندگی خود عملی کنند.