همانطور که هر مسلمانی که اگاه به سیره پیامبراست میداند زندگی ایشان و همسرانشان یک زندگی عادی مانند همه مردم بود ایشان پادشاه و قیصر نبودند در خانه مردی بودند مانند تمام مردان دیگر با همسرانی که گاه با ایشان سازش داشتند و گاه بنابر حکم انسان بودن خطا داشتند گاه سازگار و گاه ... در هر حال زندگی ایشان زندگی شاه پرییان نبود یک زندگی عادی که گاه خوشی و گاه ناخوشی داشت اما مهم نوع برخورد ایشان با ناملایمات است که باید الگویی برای همه باشد شاید کسانی باشند که انتظار داشته باشند که امهات المومنین زنانی بی عیب و نقص باشند که هرگز در شانشان نباشد که خطا یا اشتباه کنند و و زنانی باشند که ما در قصه ها در باره انها می خوانیم که هرگز خطایی نکرده و تنها دارای هوش و ذکاوت هستند ایا به نظر شما برای یک زن و مرد عادی که دچار انواع خطا و اشتباه می شوند این منطقی است که الگو و اسوه انان مردان و زنانی باشند که توانایی خطا را نداشته باشند هرگز این منطقی نیست اگر این گونه باشد پس چگونه باید رفتار درست و غلط را تشخیص داد ؟ و در مواجه با یک رفتار غلط از چه کسی باید الگو برداری کرد تا بدانیم در مواجه با رفتار غلط چگونه برخورد کنیم ؟

 

 

 اما در اینجا می خواهیم رفتار پیامبر رادر مواجه با  بزرگترین خطایی که منافقان  همسرش را به ان متهم کردندبرسی کنیم و ان جریان افکی است که به ام المومنین عایشه طاهره زده شده است .

یک لحظه چشمانتان را ببندید مردی را تصور کنید که دچار این مشکل عظیم شد و به همسرش چنین تهمتی که البته هنوز به او ثابت نشده وارد شده است چه حالی دارد و برخوردی که از او انتظار می رود چگونه است بی تردید در ذهنتان می اید که اگر مرد با غیرت و با ناموسی باشد به محض شنیدن این چنین افترایی بدون تفکر اول باید خوب به جان همسرش بیافتد چه خطا کار باشد چه نباشد اول تا جان در بدن و توان دارد باید همسرش را بزند کاملا دست و پایش را بشکند استخوانهایش را خورد کند و صدای شکستن دانه دانه استخوانهایش را بشنود و اگر بسیار غیرتمند و دلاور باشد باید جسم بی جان و درهم شکسته زنش را زنده زنده به اتش بکشد تا بسوزد و از روزگار محو شود تا نشان دهد به همه که مردی غیرتمند و با ناموس است تا نشان دهد که اقتدار و قدرت دارد تا ....

اما نگاه کنید به خورشید دو عالم پیامبر مهربان و عادل ما چه کسی از او غیرتمند تر است ؟ چه کسی از او با ناموستر و دلیر تر است؟ چه کسی از او ابرومندتر است او که سرور هر دو جهان است ؟ و....

داستان افک را شاید خوانده باشید راستی چرا این داستان هزاران سال سینه به سینه چرخید تا به ما رسید ایا تنها به خاطر اثبات بی گناهی همسر پیامبر با این جزئیات به ما رسیده است و یا دلایلی دیگر دارد ؟ اما داستان

 

عائشه‌ رضی‌الله عنها به‌ حکم‌ قرعه‌ در غزوه‌ بنی‌مصطلق‌ با رسول‌ خدا صلى الله علیه و سلم همراه‌ شد، در برگشت‌ از آن‌ غزوه‌، کاروان‌ در نزدیک‌ مدینه‌ منزل‌ زد، در این‌ اثنا گردن‌بند حضرت‌ عائشه‌ رضی‌الله عنها به‌ هنگام‌ قضای‌ حاجت‌ ازهم‌ گسست‌ و او بعد از آن‌که‌ به‌ کجاوه‌ خویش‌ برگشت‌، متوجه‌ این‌ امر شد و برای‌ یافتن‌ گردنبند خویش‌ از کجاوه‌ بیرون‌ آمد، کاروان‌ ـ به‌گمان‌ این‌که‌ عائشه‌ رضی‌الله عنها در کجاوه‌ خویش‌ است‌ ـ حرکت‌ کرد.

نکته اول پیامبر همسرش را با خود به غزوه برد همسری را که در تمام سیره می خوانیم از همه بیشتر دوست داشت راستی دلیلش چیست ؟ بگذریم از اینکه ایشان همسرانش را با خودشان به غزوات می بردند تا انان راویانی باشند که حوادثی را که در این غزوات اتفاق افتاده است را روایت کنند و مانند دیگر مردان عادی که همسران و گاه حتی کودکانشان را با خود به این گونه سفر ها می بردند.اما نکته در عدالت ایشان است که ایشان این گونه نبود که در خوشی سوگولیش را با خود داشته باشد و در ناخوشی دیگر همسرانش را نه همه را به یک چشم می دید و سختی ورفاه برای همه به یک اندازه بود ایشان دوست داشتنی ترین همسرش را در یک سفر پر خطر که امکان شکست و اسارت و کشته شدن در ان بود با خود همراه می برد و اگر خدای ناخواسته شکست می خوردند و کشته می شدند همسرش یا کشته می شد و یا کنیز می شد می بینید این عدالت است که به قید قرعه همسرانشان را با خود به سفر می بردند و می دانیم که یک مرد عادی هرگز این کار را نمی کند و در یک چنین سفر پرمشقت و خطرناکی اگر همسری را باخود همراه کند حتما ان همسری است که دل خوشی از او ندارد نه محبوبه اش را

اما اشتباه ام المومنین ما در این حادثه این است : که ایشان بنابرضرورتی که پیش امد از کاروان فاصله گرفت و مطمئنا تنها نبودند و زنان دیگری نیز با ایشان همراه بودند چرا که کاروانیان می دانستند که ایشان بنابر ضرورت از کاروان دور شدند اما در برگشت برای یافتن گردنبند مشخص است که این خطا را مرتکب شدند و به دیگرهمسفرانشان حال به هر دلیلی خبر ندادند که از کاروان دور می شوند و این گونه کسی را از نبود خود مطلع نکردند که این خطا و اشتباه ایشان اسبابی شد برای جا ماندن از کاروان و مصائب بعدی که به وجود امد . راستی یک لحظه خوب فکر کنید ایا همین یک خطا و سهل انگاری که مسبب ان همه مصیبت شد کافی نیست برای کشته شدن و خورد شدن استخوانهایش ایا همین کافی نیست تا اسباب زنده بگورشدنش فراهم شود چگونه زنی می تواند این قدر سهل انگار باشد که ابرویش را به خاطر یک گردنبند بخ خطر می اندازد این افکار مریض تمام مردان عادی است که خود را باغیرت فرض می کنند و انتظار دارند که این زن مظلوم به تمام این جوانب فکر کند تا درسترین راه را انتخاب کند و خطا نکند در حالی که او انسان است و در ان لحظه مطمئنا اصلا به هیچ کدام از این موارد فکر نمی کند و تنها نبود گردنبند در اندیشه اش است و اگر قرار بود این قدر منطقی و نکته سنج باشد دیگر نیازش به قوام نبود انگاه او نیزخود قوام دیگران می شد و باید قبول کرد که این خلقت اوست و دلیل بر نقصش نیست که صد البته انانی که ادعای قوام بودن را می کنند گاه خطاهایی بس بزرگتر را مرتکب می شوند ولی به خاطر اینکه قوام هستند و بالا دست به هزار دلیل منطقی و غیر منطقی خود را توجیه می کنند ولی یک زن اعمالش هرگز نباید توجیه شود چون زیر دست و ضعیف است والبته همین یک خطا برایش کافی است که عدم شایستگی اش برای بسیاری موارد دیگر هم ثابت شود و بدین ترتیب دیگر او را مدیر و کاردان ندانند چون اشتباهی مرتکب شده است و اگر همسر یک مرد عادی باشد در بهترین حالت حتی دیگر به مسئولیت تربیت فرزندانش را هم نمی سپارند البته اگر جان سالم از این حادثه به در ببرد باید تا اخر عمرش سرکوب شود چون خطا کرده است اما بشنویم از رفتار مردی که سالار و یرور جهانیان است او نه دست روی همسرش بلند کرد و نه او را تهدید به مرگ کرد و نه... هیچ کدام از این اعمال جاهلی و وحشیانه را مرتکب نشد هرچند در دلش شک و گمان راه پیدا کرده بود .راستی چند نفر را می شناسیم که در اطراف ما این گونه صبورانه رفتار کنند این روایات انگار تنها برای این خوانده می شود که طرف بگوید نگاه کنید من چقدر از احادیث و سنن را می دانم اما کسی نمی گوید چند تا از این احادیث و سنن را عملی می کنم این هم سنت پیامبر است که این گونه نرم و ارام و با لطافت با زنان رفتار می کردند و این تنها مخصوص ایشان و همسرانشان نیست اگر ایشان الگوی ما هستند که با پای چپ وارد دستشویی شویم این رفتار و عملکرد ایشان هم باید الگوی مردان و زنان ما باشد و عملا زن را انسان بدانیم هرچند از او خوشمان نمی اید .