آزادى زن در انتخاب شوهر

ارائه از:کتایون مرادی

 

 اسلام زن را مورد اكرام قرار داده است و حق زن در انتخاب شوهر را محفوظ داشته و به نظر و خواست زن در انتخاب شوهر كه حساس‏ترين مرحله در زندگى است احترام گذاشته است، زيرا آينده زن به انتخاب شوهر بستگى دارد و اسلام اينگونه به زن در انتخاب شوهر آزادى داده است:

 اجازه گرفتن از دوشيزه در ازدواج: دختر باكره حق انتخاب شوهر و اظهار نظر در موضوع ازدواج را دارد، حضرت عايشه رضى‏اللّه‏عنها مى‏گويد: من از پيامبر« در مورد دخترى كه خانواده‏اش او را در نكاح كسى در مى‏آورند پرسيدم كه آيا از او اجازه گرفته شود يا نه؟ پيامبر« به حضرت عايشه رضى‏اللّه‏عنها گفت: بله از دخترها اجازه گرفته مى‏شود. حضرت عايشه رضى‏اللّه‏عنها گفت من به پيامبر« گفتم دختر از شرم و حيا چيزى نمى‏تواند بگويد. پيامبر« فرمود اگر ساكت بنشيند به معنى اين است كه رضايت دارد.

(بخارى - النكاح 1)

زن بالغ و بيوه: زنى است كه يك بار ازدواج كرده اما از شوهرش جدا شده و طلاق گرفته است، جايز نيست كه چنين زنى را بدون اجازه و رضايتش به عقد كسى در آورد.

 و بايد رضايت خود را با زبانش بگويد، زيرا پيامبر« فرموده است: (لا تنكح الايّم؛ حتى تستأمر)

{ بخارى } حافظ ابن حجر مى‏گويد ظاهر حديث اين مفهوم را مى‏رساند كه «ايم» زن بيوه‏اى است كه شوهرش فوت كرده و يا از شوهرش طلاق گرفته است. و نكاح چنين زنى جايز نيست تا زمانى كه از او اجازه گرفته شود.

{ فتح البارى 192/9} اگر ولى و سرپرست چنين زنى او را بدون اجازه‏اش به عقد كسى در بياورد نكاح صحيح نيست. از خنساء بن خدام انصارى رضى‏اللّه‏عنها روايت شده است: (ان اباها زوجها و هى ثيب، فكرهت ذلك، فأتت رسول اللّه فردّ نكاحها) پدرش او را با اينكه بيوه بود به ازدواج كسى در آورد و او نمى‏پسنديد بنابراين نزد پيامبر آمد و آنحضرت نكاحش را فسخ كرد.

{ - بخارى }

 3- دختر دوشيزه‏اى كه به سن بلوغ رسيده است: براى ولى و سرپرست او جايز نيست كه او را به نكاح كسى در بياورد تا زمانى كه راى و نظر دختر را نپرسيده است، زيرا پيامبر« فرموده است: (لا تنكح الكبر حتى تستاذن و الثيب حتى تستأمر فقيل له؛ ان البكر تستحى فقال اذنها صماتها و فى رواية البكر يستأذنها ابوها) ‏{ بخارى }

دختر باكره بدون اينكه از او اجازه گرفته شود و زن بيوه تا وقتى از او مشوره گرفته نشده به نكاح كسى در آورده نشود گفته شد دختر باكره از خجالت نمى‏تواند اظهار نظر كند. فرمود: سكوت دختر باكره به معنى اجازه است و در روايتى امده از دختر باكره پدرش اجازه مى‏گيرد.