به اشتباهات بزرگتر باید بیشتر توجه شود:

محمد صالح المنجد

ارائه دهنده:سمیرا راد مهر

به تصحیح اشتباهات اعتقادی باید بیشتر از اشتباهات وابسته به آداب و غیره عنایت داشت، حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  به تتبع و تصحیح اشتباهات مربوط به شرک با مظاهر گوناگونش اهتمام زاید الوصفی مبذول می‌داشتند؛ زیرا شرک از موارد دیگر بسیار خطرناکتر است، و اکنون نمونه‌ی از آن را ذکر می‌کنیم:

مغیره بن شعبه  می‌گوید: روز درگذشت ابراهیم (پسر حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  ) خورشید گرفت، مردم گفتند: خورشیدگرفتگی بر اثر مرگ ابراهیم پدید آمده است، حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمودند: خورشید و ماه دو نشانه از نشانه‌های پروردگار هستند با مردن و زنده‌شدن کسی خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی رخ نمی‌دهد، هرگاه چنین موردی مشاهده کردید به درگاه خداوند دعا کنید و نماز بخوانید تا این که آن برطرف گردد.

از ابو واقد لیثی  روایت شده که هنگامی که حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  به حنین می‌رفتند از کنار درختی عبور کردند که «ذات انواط» نام داشت و مشرکان اسلحه‌های خو را برآن می‌آویختند، مردم گفتند: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای ما نیز همانند مشرکان درختی به عنوان «ذات انواط» مشخص بفرما، حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمودند: سبحان الله این گفته شما مانند گفته بنی اسرائیل است که به حضرت موسی  گفتند: آنگونه که کافران خدایانی دارند، برای ما نیز خدایی مشخص کن، سوگند به خدایی که نفسم در قبضه اوست، شما آداب و رسوم پیشینیان را در پیش خواهید گرفت([1]).

در روایتی دیگر نیز از ابی واقد آمده است که آنان همراه با حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  از مکه به سوی حنین حرکت کردند و می‌گوید: کافران دور درخت سدری که آن را «ذات انواط» می‌نامیدند، جمع می‌شدند و اسلحه‌های خود را برآن می‌آویختند، ما از کنار درخت سدری که بلند و سرسبز بود عبور کردیم، پس به حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  گفتیم که برای ما نیز درختی هماند «ذات انواط» مشخص بفرما، حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمودند: سوگند به خدایی که نفسم در قبضه اوست شما سخنی گفتید همانند قوم موسی که گفتند: {يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ} (سورة اعراف، آیه: 138).

«(ای موسی) برای ما معبودی بساز همانگونه که آنان معبودانی دارند».

 اینها روش‌هایی است، و شما بر آداب و رسوم ملت‌های قبلی یک به یک عمل خواهید کرد([2]).

از حضرت زید بن خالد جهنی  روایت شده که می‌گوید: شب در حدیبیه باران باریده و حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  صبح آن شب نماز فجر را با ما گزارد، وقتی که نماز تمام شد به مردم رو کرد و گفت: آیا می‌دانید خداوند چه فرمود؟ مردم گفتند: الله ورسوله اعلم (خدا و رسولش آگاه‌ترند) فرمودند: خداوند می‌فرماید:

«برخی از بندگانم به من مؤمن و برخی دیگر کافر گشتند، هرکس که گفته به فضل و رحمت خداوند بر ما باران فرود آمد او به من مؤمن و به ستارگان کافر است، و هرکس که گفته به سبب فلان ستاره بر ما باران فرود آمد او به ستارگان ایمان دارد و به من کفر کرده است»([3]).

از حضرت عبدالله بن عباس روایت شده که مردی گفت: «مَا شَاءَ اللَّهُ وَشِئْتَ» (هرچه خواست خداوند و شما باشد) حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمودند: مرا با خدا شریک کردی؟ تنها بگو: «مَا شَاءَ اللَّه» و بس([4]).

از حضرت عبدالله بن عمر روایت شده است که می‌گوید: «همراه کاروانی بودیم که حضرت عمر  به نام پدرش سوگند خورد، حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  آنان را صدا زد و فرمود: آگاه باشید که خداوند شما را از سوگندخورن به نام آبا (و اجداد) نهی کرده است و اگر کسی سوگند می‌خورد باید به نام الله سوگند خورد و گر نه ساکت بماند»([5]).

از ابی شریح هانی بن یزید روایت شد که گفت: گروهی نزد حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  آمدند، آن حضرت صلی الله علیه وسلم  شنید که مردی را «عبدالحجر» (بندة سنگ) صدا می‌زنند، حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  از او پرسید: اسم تو چیست؟ گفت: «عبدالحجر» حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: خیر، تو عبدالله هستی([6]).

 



([1])- ترمذی، ش: 2180 و گفته است: هذا حدیث حسن صحیح.

([2])- مسند احمد 5 / 218.

([3])- فتح الباری، ش: 846.

([4])- مسند احمد 1 / 283.

([5])- فتح الباری، ش: 6180. نکته: امام احمد در مسند خویش از طریق وکیع از اعمش روایت می‌کند که سعد بن عبیده گفت: در مجلسی همراه حضرت عبدالله بن عمر ب بودم، ناگاه از مردی که در حلقة دیگری بود شنید که می‌گفت: خیر، «قسم به پدرم» (به جان پدرم) حضرت ابن عمر ب او را با سنگریزه‌ای نشانه رفت و گفت: این سوگند حضرت عمر t بود که حضرت پیامبر r او را نهی کرد و فرمود که آن شرک است، الفتح الباری، 14 / 164.

([6])- بخاری، ادب المفرد و آلبانی در صحیح الأدب المفرد گفته که این حدیث صحیح است، الادب المفرد، ش: 623.