اهمیت تعلیم زن و وسعت دامنه این تعلیم

ارائه از:نرگس داوودی دانشجوی ریاضی


کسب علم برای زن در درجه خاصی مقرر نگردیده است بلکه می‎تواند تا اعلی درجات یک یا چند فن به کسب علم بپردازد زیرا که علم و محصل آن نزد الله جل جلاله و رسولش از اهمیت ویژه‎ای برخوردار است چنانچه الله می‎فرماید: «یرفع الله الّذین آمنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات» (خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و بهره از علم دارند، درجات بزرگی می‎بخشد) که نشانگر عظمت علماست، در هر زمینه‎ای که باشد و هر کس که باشد، چه مرد و چه زن. و رسول صلی‎الله علیه وسلم نیز می‎فرمایند: «طلب العلم فریضة علی کل مسلم» (کسب علم فریضه‎ای است که بر عهده‎ی هر مسلمانی (زن و مرد) نهاده شده است). همچنین بررسی سیرت نبوی صلی‎الله علیه وسلم خود حاکی از حضور زنان مسلمان در میادین تعلیم و تعلّم می‎باشد.  چنانچه در زندگانی آنحضرت صلی‎الله علیه وسلم مشاهده می‎کنیم که روزی ازواج مطهرات و جمعی از زنان صحابه خدمت آنحضرت صلی‎الله علیه وسلم رسیدند و عرض کردند: شما همواره مشغول تعلیم مردان هستید و در این خصوص ما زنان از آن محرومیم، لذا تقاضا داریم که روزی را برای تعلیم ما نیز اختصاص داده وما را از نصایح سودمند خویش مستفید گردانید. نهایتا با استقبال نبی پاک مواجه گردیدند و از آن روز به بعد روزی برای تعلیم زنان معین گردید. شاهد عینی دیگر صفحات تاریخ است که زندگانی زنان عالم و مجتهد بسیاری را در سینه خود گنجانده است و به آن افتخار می‎ورزد. از مفسرین و محدّثین و فقهاء گرفته تا شعراء و معلمان و مربیان و... و از نمونه‎های بارز آن می‎توان ام المؤمنین حضرت عایشه صدیقه رضی‏الله عنها را نام برد.
فقهاء و مجتهدان در خصوص علم برای زن آن را بر حسب اولویت به دو دسته تقسیم کرده‎اند. دسته اول علوم شرعی هستند که آگاهی آن تا اندازه‎ای بر هر زن مسلمان الزامی است، مثل احکام مربوط به مسائل زنانه که از آن آگاه بوده و همواره بعد نسلهای بعد نیز منتقل نمایند، چنانچه امهات المومنین این وظیفه را در صدر اسلام بر عهده داشتند.
دسته دوم علومی چون طب و صناعی مثل گل دوزی و خیاطی و... است که برای ادامه و حیات بشری فرض کفائی است که بر عهده مسلمانان اعم از زن و مرد نهاده شده است. بنابر همین قول نتیجه می‎گیریم، زنی که قادر بر کسب علم باشد تعلیم آنچه که برای خودش و دیگران ضروری است فرض کفائی بر عهده اوست. در این باره، علم طب را می‎توان مثال زد که وجود پزشکان و متخصصان زن در شاخه‎های مختلف پزشکی خصوصاً مسائل زنانه الزامی است، زیرا چنانچه که مستحضرید مراجعه زن نزد پزشک کاملا مستلزم کشف عورت است که این خلاف شأن و شوکت یک بانوی مسلمان است. لذا خدمت آن دسته از پدرانی که دخترانشان را از تحصیل در رشته‎هایی چون پزشکی منع می‎کنند عرض نمائیم که اگر حاضرید دختران و همسرانتان تحت مداوای یک عده پزشک مرد که معلوم نیست چه شخصیتی دارند و از کجایند، قرار گیرند، دخترانتان را از ادامه تحصیل منع کنید وگرنه یقین کنید که وجود متخصصان زن در جامعه الزامی است.
همچنین در مورد کسب علم باید گفت که میدان و حصار تحصیل نه تنها محدود نیست بلکه یک زن تحت احکام و مضامین شرعی، می‎تواند شخصا علم را از دیگران طلب کند چنانچه که زنان صحابه نزد آنحضرت برای کسب علم زانوی تلمذ زدند.
همچنین در مورد سفر زن برای کسب علم چارچوب و معادله در نظر گرفته شده که در ذیل ذکر می‎گردد:
1ـ در رأس این شروط اینکه سفرش بنابر ضرورت نیازهای شرعی و یا مصلحت شرعی باشد.
2ـ نبودن کسی که زنان از او کسب علم نمایند، چه زن باشد و چه مرد.
3ـ امکان دعوت از خبرگان و متخصصان علوم و فنون مختلف از دیگر بلاد ممکن نباشد.
4ـ پس از یافت شدن شرایط مذکور وجود همراه یا محرمی که در سفر همراهش باشد الزامی است.