زن آزاری در خانواده مدرن
زن آزاری در خانواده مدرن
ارائه از:کبری غلامی کارشناس روانشناسی
* امروزه تقریبا 5/8 میلیون خانوار تک والد در ایالات متحده وجود دارد که دارای فرزندان زیر هجده سالند. در ازای هر یک مرد آمریکایی که به تنهایی از فرزندان خود نگهداری می کند، هفت زن دارای چنین شرایطی بوده و طبق گزارش دولت آمریکا، اکثر این زنان در فقر به سر می برند. بسیاری از این زنان هرگز ازدواج نکرده اند؛ بیشتر این عده را دختران نوجوان زیر بیست سال تشکیل می دهند. آنها به تنهایی فشار تمامی مشکلات اساسی اجتماعی مربوط به فرزندان نامشروع و بسر بردن این فرزندان در خانه هایی بدون پدر را تحمل می کنند. این سرزنش در عین توجه رسانه ها و سیاستمداران، کمتر متوجه مردان و پسران مجردی است که در واقع پدران این فرزندانند. تاکنون اقدامات معمولاً بی اثر و نامنسجمی برای واداشتن این پدران به کمک مالی به فرزندان خود صورت گرفته است ولی بیش از تأمین مالی، آنچه مهم است محبت و توجه پدرانه است، که عنایت چندانی به آن نمی شود.
حدود 28 درصد از تمامی متولدین سال 1991 در آمریکا، خارج از پیوند زناشویی والدین خود پا به عرصه جهان گذاشتند. این رقم در مورد فرزندان سیاهپوستان آمریکایی به 68 درصد بالغ می شود. از هر صد مورد ازدواج در آمریکا، 55 مورد به طلاق می انجامد و این بالاترین رقم جدایی زوجین در کشورهای پیشرفته جهان است. وقتی ازدواجی به طلاق منتهی می شود، زنان مطلّقه، که تعدادشان هم کم نیست، سرپرستی بچه ها را به عهده می گیرند و در نتیجه منبع اصلی تأمین مالی خود و فرزندانشان را از دست می دهند. بر طبق گزارش «شورای جمعیت» میزان درآمد زنان پس از طلاق، در دو کشور ایالات متحده و آلمان به ترتیب 24 و 44 درصد تنزل پیدا می کند و این در حالی است که میزان عایدی مردان این دو کشور به ترتیب 6 و 7 درصد کاهش پیدا می کند. از نتایج یک تحقیق بلند مدت که میزان درآمد و میزان فقر خانواده های آمریکایی را در بین سالهای 1983 تا 1986 مورد مطالعه قرار داد، چنین برمی آید که میزان درآمد خانواده هایی که در طول دوره بررسی مذبور با رفتن پدر از خانه مواجه شدند، بلافاصله 37 درصد کاهش یافت.
(واشنگتن پست - آمریکا - نوزدهم ژوئیه 1995)
* سالانه سه تا چهار میلیون نفر از زنان آمریکایی در کانون خانوادگیشان مورد ضرب و جرح قرار می گیرند. در 44 درصد از مواردی که زنان در این کشور به قتل می رسند؛ قاتل، همسر و یا دوست پسر (نامزد) آنهاست.
اعمال خشونت در داخل خانه ها، جرمی نیست که ارتکاب به آن تنها به یک بار محدود شود. بررسیهای انجام شده نشان می دهد که همسران خطاکار، بارها و بارها مرتکب اعمال خشونت آمیز خود می شوند. هر قدر بر میزان خشوت علیه زنان در خانواده افزوده می شود، احتمال اینکه فرزندان این خانواده ها نیز قربانی چنین خشونت هایی شوند، سه برابر افزایش می یابد. بدتر از همه اینکه، بنا بر آمار و بررسیهای انجام شده، قربانیان اینگونه خشونتها دقیقا آن زمان در معرض بیشترین خطرهای ممکن قرار می گیرند، که بخواهند همسران خطاکار خود را ترک کنند. احتمال اعمال خشونت در مورد زنان مطلّقه و زنانی که شوهرانشان را ترک می کنند، 5/4 برابر بیشتر از زنان شوهردار است.
(واشنگتن پست - آمریکا - چهارم آگوست 1995)
* در تحقیقی که اخیرا در سی دانشگاه آمریکا به عمل آمده است، این حقیقت آشکار شده که 12 درصد از دانشجویان زن، توسط همکلاسان خود مورد تجاوز به عنف قرار گرفته اند و از دیگر سو، 48 درصد از دانشجویان مردی که مورد نظر خواهی قرار گرفته اند نیز اظهار داشته اند زنان دوست دارند که آنها را مجبور به انجام عمل جنسی نمایند.
در فرهنگ جدید، بی سر و صدا و از طریق نیروهای جنسیت گرا، به طور واضحی به تشویق تجاوز پرداخته، خشونت و مسایل جنسی را به نحو خطرناکی به یکدیگر آمیخته و زن را به کالایی تبدیل ساخته که در تملک مرد می باشد.... چنین طرز فکرهای خشن و سلطه طلبانه، به جهان کودکان، کتابهای آنها، برنامه تلویزیونی و بازیهای ویدیوییشان نفوذ کرده، تصورات و تخیلات آنها را به سوی خود جلب نموده و به مرور زمان شکل دهنده رفتار و حالات آنها می گردند.
(ال پائیس اسپانیا هشتم سپتامبر 1995)
* در هیچ کجای آلمان، مثل درون چهار دیواری خانه، این همه کسی را خفه نمی کنند، نمی زنند و با چاقو بدنش را سوراخ سوراخ نمی کنند. گذراندن یک شب در جمع خانواده، اغلب خطرناکتر از گشت زدن در محلهای خطرناک و فاسد فرانکفورت یا هامبورگ است. آمار جرایم سال 1993 عبارت بود از 3858 کشته که در مشاجره های خانوادگی قربانی شده اند و 86922 نفر زخمی.
خشونت در خانواده بخش عمده ای از جرایم خشونت بار را تشکیل می دهد. از هر چهار فقره جنایت یکی در میان خانواده ها صورت می گیرد. بنا بر اطلاعات اتحادیه حمایت از کودکان از هر صد کودک، ده نفر مورد تنبیه شدید والدین خود قرار گرفته و یک سوم خواهران و برادران با ضرب و شتم با یکدیگر رفتار می کنند. وزارت فدرال امور زنان و جوانان نیز تخمین می زنند که در ایالات فدرالی سالانه چهار میلیون زن از سوی همسران خود مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. چهار صد و چهل هزار نفر از آنان با پناه بردن به یکی از 324 خانه زنان موجود در کشور، خود را نجات می دهند. با وجود اینکه تا کنون بررسی های کمی انجام شده است، اما متخصصین در یک امر توافق نظر دارند که، در مورد هیچ یک از انواع جرایم، ارقام تا این حد خوفناک نبوده و رقم موارد اعلام جرم یا موارد واقعی انجام جرم تا این حد پیش نرفته بوده است. احتمال ارتکاب واقعی مورد اعلام جرم، هر قدر که رابطه میان مجرم و قربانی نزدیک تر باشد، افزایش می یابد.
* توماس هولتس، از دخترش مارتینا متنفر بود. این مرد 23 ساله نمی خواست درک کند که کودکی ضعیف و ناتوان به دنیا آورده است. تخت این دختر کوچک یک کیف سفری بود که یک تخته چوبی روی آن گذاشته بودند. گاهی پدر، کیف و بچه را به راحتی به زمین می انداخت و به همسرش می گفت: «این کار برای بچه لازم است» او بچه را می زد و بعضا گونه اش را چنان نیشگون می گرفت که کبود می شد. مادر به پلیس شکایت نمی کرد و به اداره رسیدگی به امور جوانان هم مراجعه نمی کرد. سابینه هولتس، تهدیدهای شوهرش را مبنی بر اینکه روزی بچه را به دیوار خواهد کوبید، «حکم قطعی» تلقی می کرد. مارتینا در دسامبر 93 بر اثر ضربات مشتی که پدرش به او زده بود درگذشت در حالی که فقط 6 ماه داشت. محل وقوع جرم، خانواده بود.
* کلاودیاتسیمر 21 ساله، در یک دفتر مشق مدرسه ای، تقریبا با خطی کودکانه از روابط زناشویی خود نوشته است:
«شوهرم مرا وادار می کند دراز بکشم و بعد شروع به زدن من می کند. ضرباتش را میان سینه ها و پاهایم وارد می کند و این کار را طوری انجام می دهد که انگار از آن لذت می برد. بی وقفه کتک می زند و با خشونت به من تجاوز می کند.... از اینکه فریاد کشان و لرزان جلوی پایش می افتم، لذت می برد. از زدنم دست نمی کشد. دستهایم را روی سرم نگه می دارم و به این ترتیب نمی توانم از دیگر بخشهای بدنم محافظت کنم من دیگر حقیقتا می ترسم.»
(اشترن - آلمان - بیست و چهارم نوامبر 1994)
* در آمریکا یعنی جایی که خشونت یک بیماری مزمن است، با وجود ثابت ماندن آمار بزهکاریهای خشونت آمیز از سال 1990 به این طرف و نیز کاهش شمار جوانان، جنایات انجام گرفته توسط آنها 124% در طول چهار سال گذشته افزایش یافته است.
(ال پاییس - اسپانیا - پانزدهم نوامبر 1994)
بسم الله الرحمن الرحیم