دختر جوان آمريكايى كه تازه مسلمان شده است‏

ارائه از :نینا فلاح 

 

 

 اسلام تنها راه نجات و رهايى بشريت است.

 «لياميلا» دختر بيست و هشت ساله آمريكائى و دانشجوى جامعه‏شناسى در دانشگاه نيوورى كلمبيا كه مسلمان شده و اسمش را از لياميلا به هاجر تغيير داده است، مى‏گويد:

 «دو سال پيش من با جديت تمام به بررسى دقيق و عميق اسلام پرداختم و به دنبال حقيقتى مى‏گشتم كه در فرهنگ مادى گراى آمريكا آنرا نمى‏يافتم.» بعد از دو سال بررسى و پژوهش، لياميلا اعلام كرد كه مسلمان شده و اسمش را به هاجر تغيير داده است. در اين مورد مى‏گويد: كلمه «هاجر» به اسلام ارتباط دارد من هاجر را دوست دارم.

 هاجر مى‏گويد: از ديرباز سؤالاتى در مورد جهان هستى و زندگى در ذهنم دور مى‏زد و پژوهش و تفكر براى پاسخ اين پرسشهاى فلسفى مرا خسته كرده بود، اما در ميان فرهنگ مادى گراى آمريكا، پاسخ واضح و قانع كننده‏اى براى اين پرسشها نمى‏يافتم، از اسلام مى‏شنيدم اما تصور من از اسلام پيچيده و نادرست بود، شنيدم كه اسلام ميان مرد و زن فرق مى‏گذارد، اسلام دين سختى و سنگدلى است و از حقيقت آن چيزى نمى‏دانستم تا اينكه صفاى اسلام و معنويت دين اسلام را حس نموده و شروع به بررسى و پژوهش در اسلام نمودم.

 تحقيق در اين مورد ابتدا بسيار مشكل بود چون كتابهاى مورد اعتمادى در مورد اسلام به زبان انگليسى وجود نداشت، اما احساس مى‏كردم كه اسلام را دوست دارم زيرا دين عدل و انصاف است و به فرد، آزادى مى‏دهد و مسئوليتهاى او را بدو محول مى‏نمايد و همچنان به مرور زمان فهم و درك من از اسلام بيشتر مى‏شد تا اينكه خداوند مرا به دين اسلام هدايت نمود.

 

    هاجر به اسلام دعوت مى‏دهد

 از زمانى كه هاجر اسلام آورده همواره با جديت و نشاط براى نشر اسلام فعاليت مى‏كند  او مى‏داند كه رسالتش قدم برداشتن در راه شناسائى اسلام به ملتش مى‏باشد كه نسبت به حقيقت اسلام ناآگاه مانده‏اند، زيرا دشمنان كينه‏توز اسلام چهره‏اى غير واقعى از اسلام ترسيم نموده‏اند كه به سبب آن جامعه آمريكايى از درك حقيقت اسلام ناآگاه مانده است.

 اسلام در زندگى هاجر را تغيير چشم‏گيرى پديد آورد، او قبلا همچون سائر دختران آمريكايى زندگى را با بى‏بند و بارى و بدون هدف سپرى مى‏كرد، اكنون ديگر او به مبادى و اصول اسلام پايبند و ملتزم است، چنانكه مى‏گويد: بالاترين هدف من اين است كه در راه اسلام جهاد كنم، و با نظام سرمايه دارى و طغيان و شر مبارزه نمايم، زيرا من به اين نتيجه رسيده‏ام كه اسلام تنها راه نجات انسانيت از خطر جنگها و گرسنگى‏ها و نابودى است. و هنگامى كه از هاجر پرسيده شد كه چرا اسلام تنها راه نجات انسانيت است؟ گفت: اسلام تنها دينى است كه راه حل‏هاى مناسبى براى مشكلات اجتماعى و سياسى معاصر ارايه مى‏دهد، اسلام نظامى فراگير است كه مطالبات روح و نيازهاى جسد را بدون اينكه در هيچ كدام خللى ايجاد شود همزمان برآورده مى‏كند من پاسخ قانع كننده‏اى براى سوالات ذهنى و فلسفى خود كه خواب را از چشمانم ربوده بود دين اسلام را يافتم.

 هاجر وقتى كه از اسلام صحبت مى‏كند سخنش را درك مى‏نمايد و احساس مى‏كند كه حقيقت را مى‏گويد و گاهى عبارات اسلام را به زبان عربى بر زبان مى‏آورد، اما به هر حال او خوب مى‏داند كه اسلام نظامى همه جانبه و فراگير براى زندگى است و تنها دين عبادت نيست كه با بقيه ابعاد زندگى كارى نداشته باشد.

 جهاد از ديدگاه هاجر مهم‏ترين اصل اسلامى است و مهم‏ترين چيزى است كه مسلمين در عصر حاضر بدان نيازمند هستند و از زمانى كه هاجر مسلمان شده روش زندگى خود را تغيير داده است، اكنون لباس اسلامى مى‏پوشد و نمازهاى پنجگانه را سر وقت بجا مى‏آورد او تلاشهاى فراوانى براى حفظ آيات قرآنى نموده است تا بتواند نمازش را بهتر بخواند طبيعى است كه او با مشكلات فراوانى از طرف دوستان و خانواده‏اش مواجه شده است، اما هاجر مسلمان مى‏گويد: تحمل مشكلات در راه عقيده‏ام برايم لذت بخش است و شايسته است تمام زنان و مردان مسلمان چنين باشند و در تاريخ گذشته اسلام مردان و زنان زيادى در راه اسلام شكنجه شده‏اند، اما آنها از دينشان برنگشته‏اند و براى من، اسلام از همه چيز مهم‏تر است.

 فعاليت‏هاى هاجر فقط در امور دينى خلاصه و منحصر نيست، بلكه او يك فعال سياسى هم است و به حقوق ملت مسلمان فلسطينى باور دارد، بنابراين او در مورد ظلمى كه بر ملت فلسطين اعمال شده سخنرانى مى‏نمايد.

 در حقيقت، هاجر پديده‏اى بى‏نظير است: دختر جوان آمريكايى سفيد پوست، به دعوتگرى مسلمان تبديل شده است كه از قضاياى ملت اسلام در جامعه‏اى دفاع مى‏كند كه آن جامعه حاضر به شنيدن اين چنين مطالبى نيست، اما هاجر خسته نمى‏شود و همچنان ادامه مى‏دهد. پيام او به همه ملل اسلامى بويژه ملت عرب اين است كه: شما روزى مشعل راه بشريت بوديد پس در برابر اسرائيل و هم پيمانانش كه سرزمين مقدستان را غصب نموده و با شما مى‏جنگند ضعيف و ناتوان نباشيد.