پدرم بشنو وعمل کن

ارائه از:کبری غلامی  کارشناس روانشناسی

 

خداوند سبحانه و تعالي مي‌فرمايد: يا ايّها الذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم ناراً وقودها النّاس و الحجارة عليها ملائكة غلاظ شداد لا يعصون الله ما امرهم و يفعلون ما يؤمرون.(التحريم:۶) یعنی « ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده‌ی خود را از آتش [دوزخ] نگاه‌دارید، آتشی که سوخت آن مردم و سنگ‌هاست، و بر آن فرشتگانی بسیار سخت و شدید مأمورند، هرگز فرمان خدا را سرپیچی نمی‌کنند و هر آن چه به ایشان دستور دهند، همان را انجام می‌دهند.»

و علی- رضی الله عنه- می‌گوید: « آنان را ادب و علم بیاموزید. به طاعت خدا امر کنید و از معصیت او باز دارید.»

رسول خدا –صلی الله علیه و سلم- می‌فرماید:

«صِنْفَانِ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لَمْ أَرَهُمَا قَوْمٌ مَعَهُمْ سِيَاطٌ كَأَذْنَابِ الْبَقَرِ يَضْرِبُونَ بِهَا النَّاسَ وَنِسَاءٌ كَاسِيَاتٌ عَارِيَاتٌ مُمِيلَاتٌ مَائِلَاتٌ رُءُوسُهُنَّ كَأَسْنِمَةِ الْبُخْتِ الْمَائِلَةِ لاَ يَدْخُلْنَ الْجَنَّةَ وَلاَ يَجِدْنَ رِيحَهَا وَإِنَّ رِيحَهَا لَيُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ كَذَا وَكَذَا».

(معني): « دو گروه از اهل آتشند که من تا هنوز آنان را نديده ام. يکي از آنان قومي هستند که شلاقهائي مانند دم گاو بهمراه داشته، و مردم را با آن مي زنند، و گروه ديگر زناني هستند پوشيده، ولي در حقيقت لخت و عريان، دور و مائل از راه حق، و دور کننده ديگران از راه حق، سرهاي آنان همانند کوهان شتر است و بهشت وارد نمي شوند و حتي بوي آن نيز به مشام آنان نمي رسد و بوي بهشت از اين مسير و آن مسير بمشام ميرسد (کنايه از بوي قوي آن است». (اين حديث را امام مسلم و امام احمد روايت كرده اند)

به راستی، در بحث حجاب نیز خداوند مردان را اولیاء امور زنان قرار داده است، این مرد است که باید زن را با حیا و شرم پرورش بدهد و به حجاب گرفتن از نامحرمان امر کند، و لازم است که در این امر سهل‌انگاری را کنار گذاشته و خانواده‌ی خود را از فتنه و بلا، و نیز از عذاب آتش برهاند.

اگر پدران مسلمان رضایت بدهند که دخترانشان از عادات سلف صالح و آداب قرآن و سنت چشم بپوشند و پیرو روش و مسلک یهود و نصاری و مشرکین بشوند، رضایت بدهند که دختران اسلام از حیا عریان شوند و ایمان خود را از دست بدهند، در حقیقت به سوختن دخترانشان در آتش رضایت داده‌اند.

بسیاری نیز می‌گویند که این دختر هنوز کم سن و سال است و بالغ نشده و بر عورت او حکمی نیست، اما این گونه دلیل‌تراشی باعث مباح شدن اعمال این‌گونه نمی‌شود، زیرا همان‌طور که خداوند دستور داده که کودکان را از هفت یا نه سالگی به نماز و روزه تمرین دهند[1]، لازم است که حجاب را نیز از کودکی به دختر آموخت و او را به آن واداشت.

زیرا که این دختر اگر در سن و سال کودکی، بدن خود را نپوشاند، به آن مأنوس و مألوف می‌شود و در سنین جوانی به سختی خواهد توانست این گونه لباس پوشیدن را رها کند.

 چه بسا که پوشیدن این‌گونه لباس‌ها به‌ خصوص در سنین کم باعث از بین رفتن حیای او شده، و بدن‌نمایی برای او به عادتی تبدیل شود که زشتی و قباحت ندارد. در حالی‌که اگر این مواضع بدن مانند ران و ساق و ساعد از ابتدای کودکی پوشیده و مستور بمانند، در سنین بالاتر کشف آن سنگین و زشت جلوه خواهد کرد.

و هنگامی که این مواضع بدن از سنین کودکی در معرض دید همه باشد، بنا به عادت در سنین بالاتر کشف آن برای دختر هیچ زشتی و قباحتی نخواهد داشت، چرا که یک مسأله هرقدر هم که سنگین باشد، در صورتی که انسان به آن عادت کرده و خو گیرد، سنگینی آن از بین رفته و به صورت امری عادی جلوه‌گر خواهد شد.

پدران وظیفه دارند که چون به ضررهای بدحجابی قانع شدند، آن‌گاه خویشاوندان و نزدیکان و علی‌الخصوص اهل خود را که توانایی امر و نهی به آنان را دارد، از بدحجابی منع کند و همه را به مضرات آن هشدار دهد؛ چنا‌ن‌چه پوشیدن لباس‌های باز و یا شلوارهای تنگ را در نزد دختران کم سن و سال تقبیح کند و از آن ها ایراد بگیرد، تا کراهت این‌گونه لباس‌ها در نفس دختران متمرکز شود.

يک دختر هنگامي که به سني مي رسد که نگاه متوجه او گشته و نفوس مجذوب او مي گردند آنگاه است که بايد به حجاب درآمده و از انظار مخفي بماند.امام زهري رحمه الله که از ائمة تابعين است مي گويد: «نگاه کردن به دختري که نظرها را به خود جلب مي کند، حتي در صورت کم سن بودن او هرگز درست نيست».