چشم چرانی و راههای علاج آن
چشم چرانی و راههای علاج آن
ارائه از:کبری غلامی کارشناس روانشناسی
عوامل موثر و مفيد و جهت دهنده در زندگي انسانها بسيار زيادند، اما عادت، از جمله يكي از تاثير گزارترين عواملي است كه انسان را به مسير خود رهنمون كرده و به انجام كاري كه بدان خو كرده است وا مي دارد. صفات و عادات گرچه اكتسابي بوده و بر اثر تمرين و ممارست در ضمير انسان ريشه دوانيده و رنگ عادت به خود مي گيرد ولي مانند صفات ذاتي و تمايلات طبيعي از نيرو و اقتدار بهره مندند.
در اين نوشتار ان شاءالله به بررسي اثرات سوء عادت زشت چشم چراني و خواستگاههايش و زيانهاي بنيان برافكنش مي پردازيم.
چشم چراني يكي ازدامها و سلاحهاي خطرناك شيطان هت گمراه كردن انسانها و دور كردن آنان از راه خداوند متعال مي باشد، زيرا اسلحه آتشين با شليك باروت و گلوله سربي فقط به حيات دنيوي انسان خاتمه مي دهند؛ اما سلاح چشم چراني گلوله هاي بي صدا به سوي انسان پرتاب مي كند و مايه زيان دنيا و آخرت است.
طبع ظريف ياقوتي
هر انسان چه زن و چه مرد داراي طبيعتي ياقوتي است كه به آن ارزش و بها داده است و تا زماني كه از آن فاصله نگرفته، تمام امور او بر وفق مراد خواهد بود، ولي چون از آن فاصله گيرد نظام امور او مختل مي شود و اين ياقوت گرانبها چيزي جز «فطرت ديني» نيست.
جامعه ايده آل و عروج و زوال نظامهاي سياسي
جامعه ايده آل جامعه اي است كه مردان و زنان آن به تعاليم عالي اسلام عمل كرده و اخلاقشان را در پرتو آن و در چهارچوب شرع اصلاح كنند تا حكومت اخلاق در دلها فراهم گردد. چون اگر عقت و شرافت زن و مرد بازيچه هوسبازان قرار گيرد آن جامعه جامعه ي گنديده اي است كه بوي انسانيت از آن به مشام نمي رسد.
رافعي رحمه الله مي نويسد: اتدري ما هي الحكومة الصحيحة في مثل حالتنا؟ هي ان تحكموا انتم في الشعب حكومة اخلاقية نافذة القانون، فتنضبطوا اخلاق النساء والرجال، و نزدوها كلها اخلاقا محاربة لا تعرف الا الجد والكرامة والصرامة الحق، والا فكما تكونوا يولي عليكم»[24]؛ اي جوان، آيا مي دانيد كه در اين وضعيت حكومت درست چيست؟ حكومت درست اين است كه شما در ميان ملت، حكومت اخلاق را حاكم كنيد كه قانون در آن عمل شود، و اخلاق زنان و مردان را درست كنيد و اخلاق آنان را اخلاقي تهاجمي قرار دهيد كه چيزي جز جديت و كرامت و قاطعيت در حق را نداند وگرنه آن گونه كه هستيد بر شما چنان حاكماني گمارده مي شود.
بلكه اگر جوانان جامعه بي بندوبار بوده و فاقد حكومت اخلاق در درون خود باشند، نظام سياسي حاكم هم دوام و موفقيتي نخواهد داشت.
«و بهذا لن تفلح حكومة سياسية في الشرق الناهض ما لم يكن شبابها حكومة اخلاقية يمدها من نفسه و من الشعب في كل حادثة بالاخلاق المحاربة»[25]؛ بنابراين قاعده، هيچ حكومت سياسي در شرق نو پا موفق نخواهد شد تا زماني كه جوانان آن از حكومتي اخلاقي برخوردار باشند كه جوانان و ملت، آن دولت را در هر حادثه با اخلاق مبارزه گرايانه با پليديها كمك كنند.
حكومتهايي كه توجهي به ريشه كن كردن مفاسد و اصلاح اخلاق ملت خود ندارند؛ بلكه مي خواهند مشكلات جنسي نسل جوان را با آزادي بي قيد و بند آنان حل كنند و زنان و مردان را به حال خود مي گذارند، اين سياست، سياست اصلاح با فساد بيشتر، و مداواي تب ساده با طاعون، قطه پستان مادر در ميان لبهاي شيرخوار ناتوان و محتاج است كه نه اينكه نتيجه درستي ندارد؛ بلكه مشكل را بغرنج تر مي كند. بوصيري رحمه الله در مديحه برده مي سرايد:
ان النفس كالطفل ان تهمله شب
علي حب الرضاع و ان تفطمه ينفطم
فلا ترم بالمعاصي كسر شهوتها
ان المعاصي يقوي شهوة النهم
نفس اماره انسان به مثابه طفلي است اگر او را به حال خود بگذاريد بر شير نوشي علاقمند و تقويت مي شود و اگر او را از شير بازگيري، باز گرفته مي شود. پس با معاصي در صدد ارضاي شهوت نفس مباش، چون معصي شهوت فرد پرخور و شكمو را بيشتر تقويت مي كند…
دزدي كا رزشتي است ولي دزدي مراتبي دارد، دزدي يك تكه گوشتي از دكان قصابي هم دزدي و كار زشتي است حال اگر كسي بيايد موجودي بنام زن از دست شوهرش يا از خانواده اش بدزدد، تفاوتي با دزدي قبلي دارد؟ بلكه زشت تر و خطر ناكتر از تمام دزدي عاست. و عار و ننگ دزدي اول فراتر از يك مغازه نمي رود، اما عار و ننگ زن در حريم خانه محمدود نمي شود، بلكه به تمام خانه و محله ها و محافل نفوذ مي كند و انسان را سرخورده مي كند.
اينجاست كه روسل اكرم مي فرمايد: «كنترل و پاسداري از حريم خانواده و زيردستان را شدت ببخشيد، «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته«؛ همه شما راعي و همه شما مسئول زير دستان خود هستيد.
سه مصيبت در يك مصيبت
اگر خدا ناكرده زن از بي حجابي و لذت رساندن با جمال و آرايش خود به نگاه بيگاناگن دست نكشد، سرخورده جامعه شده و سقوط مي كند و سقوط او سقوط يك نفر نيست، بلكه سقوط سه گروه و سرخوردگي آنان است.
رافعي مي نويسد: سقوط زن بنا به شدت و خطير بودن آن، سه مصيبت را به بار مي آورد: «مصيبت سقوط خود زن، مصيبت سقوط شرافت و الدين، مصيبت سقوط شرافت فرزندان و تمام مصايب خانواده، در خانه مستور مي ماند جز عار و ننگ زن.»[26]
راههاي علاج اين معضل اخلاقي
يكي از اين راهها استفاده از عقل و منطق است. عادتي كه به ساليان دارز براي ما طبيعت ثانوي شده يك شبه از سر به در نمي رود، ولي خوشبختانه اگر به دستور عقل و منطق و با عزمي راسخ رفتار كنيم و شتابزده نباشيم هر خلق و خويي هرچه كهنه باشد خيلي زودتر از آنچه آمده خواهد رفت.
بايد اول قواعد كلي را كه بر وجود انساني حكم فرما است فرا بگيريم پس از آن هرچه بهتر شخص خودمان را بشناسيم يعني بدانيم چه خليقه و عادتي را مي خواهيم در خود عوض كنيم و كدامم را رشد و نمو بدهيم و بخصوص بفهميم چه قابليت خاصي در ما موجود است كه بتواند در زندگي مايه برجستگي و كاميابي باشد، بعد از آنكه به اين تشخيص ها موفق شديم بايد خود را به صفا پافشاري و شكيبايي مجهز كنيم و همواره ناظر و مواظب خود باشيم و تا اصلاحي را كه در نظر گرفته ايم در خود بوجود نياوريم، دست از كوشش و وجاهده بر نداريم.»[27]
ازدواج
يكي ديگر از راههاي علاج چشم چراني ازدواج در سايه تفاهم و شناخت بين همسران جوان و گردن نهادن به سنن اسلامي است.
حضرت رسول اكرم فرموده اند: «يا معشر الشباب من استطاع منكم الباءة فليتزوج، فانه اغض للبصر و احصن للفرج، و من لم يستطع فعليه بالصوم فانه لم وجاء»[28]؛ اي جوانان، هر يك از شما توان ازدواج دارد بايد ازدواج بكند، چون ازدواج چشم را بيشتر از هر چيز نگه مي دارد و شرمگاه را بيشتر محافظت مي كند، و هر كه اين توان را نارد به او روزه پيشنهاد مي شود، چون روزه قاطع غريزه است.
تزكيه نفس
تزكيه نفس يكي از راههاي علاج است كه بر اثرت ممارست و تمرين براي انسان امري عادي مي شود كه با پايبندي و مداومت بر احكام اسلامي عايد انسان مي شود و به راهنماييهاي مربيان ديني و اخلاقي گوش فرا دهد و سيرت علماي رباني و مربيان اخلاق را مطالعه نمايد و سعي كند آنها را در زندگي خود پياده كند، و قرآن و سنت سر لوحه اين برنامه اصلاحي است كه انسان را تزكيه كرده و از عواقب و كيفر خصايل بد بويژه چشم چراني بر حذر مي دارد، خوشا به سعادت فرد تزكيه شده و تائب.
«قد افلح من زكاها، و قد خاب من دساها»[29] به يقين رستگار شد كسي كه نفس خود را پاك و صاف كرد، و به يقين زيان ديد كسيكه نفس خود را آلوده كرد. «يعلم خائنة الاعين و ما تخفيالصدور»[30] خداون چشمهاي خائن را مي داندو آنچه در سينه هاي پنهان است.
از خداوند متعال عاجزانه التماس دارم كه من و خوانندگان را از شائبه تمام گناهان و عواقب آن نجات دهد.
«اللهم آت نفسي تقواها، و زكها انت خير من زكاها، انت وليها و مولاها و صلي الله علي سيدنا محمد و آله و صحبه و سلم.»
«والسلام»
[1] - نور 21
[2] - مصطفي صادق رافعي، وحي القلم:2/109، دار القلم العربي سوريه، حلب، 1997 ميلادي
[3] - منبع سابق: 2/53
[4] - فلسفي، گفتار فلسفي جوان، ص: 100 به نقل از لذات فلسفه، ص: 91
[5] - عنكبوت: 65
[6] - وحي القلم: 3/303
[7] - نور: 31
[8] - نور: 31-30
[9] - سيد قطب، في ضلال القرآن: 4/2512
[10] - صابوني، روائع البيان: 2/148
[11] - برسوي، روح البيان: 6/141
[12] - تكملة فتح القدير: 8/97
[13] - فتحيه فتحي زاده، حجاب، ص:70
[14] - رافعي، وحي القلم: 1/168، دار القلم العربي، سوريه، حلب
[15] - رحمن: 56
[16] - ابوداود، ترمذي، و قال حديث حسن صحيح
[17] - رافعي وحي القلم: 2/32
[18] - ابو داود، باب ما يؤمر به من غض البصر
[19] - ابوداود باب سابق
[20] - متفق عليه، اللؤلؤ و المرجان: 844
[21] - نور 21
[22] - نور 17
[23] - نور 24
[24] - مصطفي صادق رافعي، وحي القلم: 2/226
[25] - رافعي، وحي القلم: 2/227،دار القلم العربي، سوريه، حلب
[26] - رافعي، وحي القلم: 1/217، دار القلم العربي، سوريه حلب
[27] - رشد شخصيت، ص: 26
[28] - متفق عليه
[29] - شمس: 10-9
[30] - غافر: 19
بسم الله الرحمن الرحیم