زنان بازیچه ی هوس سکولارها

زنان بازیچه ی هوس سکولارها
به قلم : مجاهده ( مدیر وب )
طرح سوال و شبهه :
سکولاریستها می گویند که مردها می توانند از زنانی که مشغول کار جنسی هستند استفاده کنند و چند زنی را ممنوع کرده اند و برای زنان بیوه هم بیمه وجود دارد و دختران اضافی هم می توانند با هرکسی باشند و هر وقت خواستند از یکی بچه دار شوند و زندگی خودشان را بکنند . اما در عوض چند زنی وجود ندارد .
حالا به من بگو مرد اگه بره با رعایت نکات بهداشتی با چند زن ارتباط برقرار کنه بهتره یا اینکه زن دوم و غیره بگیرد ؟
آیا قانون خدا در قرآن بهتره یا قانون بشر ؟ تو کدام یک را قبول می کنی ؟
جوابم را بده منتظرم .الکی هم حاشیه نرو .
پاسخ سوال و شبهه :
آن چیزی که امروزه در جوامع گوناگون به عنوان ، قانونی غیر خدایی شناخته می شود را متاسفانه، قانون انسانی یا سکولاریسم می نامند.
ولی برای روشن شدن امر مایلم چند سوال را مطرح کنم ،برای کسانی که معتقدند که قانون مرد سالار سکولار بر قوانینی که الله تعالی قرار داده بر تر است . البته آنچه که مطرح می کنم تنها چند سوال وایراد جزئی است ،بر هزاران ایرادی که این قوانین دارند .
1- چرا جوامعی ،مانند جوامع اروپایی با وجود برخورداری از این قوانین انسانی، باز هم مسائل ومشکلات زیادی را در ارتباط با خانواده ، برخورد با زنان، قتل زنان وکودکان بی سرپرست و.............. با آن مواجه هستند ؟؟
2- اگر مردم این کشورها ،واقعا با برخورداری از این قوانین بشری توانسته اند، خوش بخت با شند، پس این همه آمارهای جنون آمیز قتل و خودکشی و............ چرا در این کشورها هست ؟ ؟
3- چرا شادی ،رضایت وسر زندگی بر طبق آمارهای خودشان این قدر، دور از دست رس است ،وافسردگی وپوچ گرایی روز به روز افزایش یا فته است ؟؟
وهزاران هزار سوال بی جواب دیگر، که تاکنون یک پاسخ منطقی برایشان ارئه نشده است .
چرا که بشر بشری دیگر را خلق نمی کند، تا بداند نیاز های جسمی وروحی این مخلوق جدید چیست ؛ اگر چنین بود ما باید تا کنون جهانی داشتیم، سراسر بی نیاز وبدون مشکل ،واز معجزات الله برای ما این است که، وقتی انسان مشکلی ویا بیماری ویا............ را حل می کند ،وبه ظاهربر آن غلبه می کند، از همان راه حل مشکلی جدید درست می شود.
به عنوان مثال برای این ، جوامع روزگاری بودکه، کسانی که روابط آزاد داشتند به سوزاک وسفلیس وامثال آن دچار می شدند ودرست زمانی که بشر راه درمانی برای این بیماری ها پیدا کرد،ایدز قد علم کرد، ومی دانیم که بشر سالها ست که درپی در مان آن است وموفق نشده است ، بنابر این، تنها خالق می تواند قوانین زندگی مخلوق را وضع کند .
ما در مقالات گوناگون در باره قوانین سکولار یا قوانین بشر بر بشر، مخصوصا قوانین مربوط به حقوق زنان زیاد بحث کرده ایم .
من به عنوان یک مسلمان قوانین اسلام را برتر می دانم، چرا که هم برای فرد مفید بوده است و هم برای جوامع ،که مطمئنا آثار آن حتی در جوامعی که یک قطره ازاین دریا را به کار می برند، آشکار است .
اگر چشمانی واقع بین ووجدانی واقع گرا، داشته باشید می بینید، که در این کشورها فرد ودر مرتبه بالا تر خانواده ،که اساس وبنیان هر جامعه است ودر سطح گسترده تر جامعه ،در آرامش وپیشرفت بیشتری به سر می برند، به عنوان مثال ما روزگار ی ،در کشورهای اسلامی دانشمندانی را داشته ایم که، اکنون بعد از هزار سال ، علم وپیشرفت آن هنوز به آنان مدیون است.
ما زکریا ی رازی را داریم ، که امروزه هنوز به عنوان یک کاشف ودانشمند شهرت جهانی دارد.
ابوریحان بیرونی را داریم که، اکتشافات ریاضی هنوز به او مدیون است، وهزاران دانشمند دیگری که ارمغان اسلام برای ما بوده است..
زیرا ما قبل از اسلام دانشمند به نامی را نداریم، واین افراد تربیت شده در مدرسه اسلام و علوم اسلامی هستند وتا قبل از آن تنها پادشاهانی را داریم که ،با استفاده از خون وجان ومال مردم تنها کاخهای عظیمی را ساختند که، ما از روی غفلت این کاخها را نشانه تمدن می دانیم.
در حالی که تنها تعدادی محدود از خواص ،در این کاخها می زیسته اند، وعموم مردم در، نداری وفقر وذلت می زیسته اند .وما این آثار جنایت عده ای از خواص جامعه قبل از اسلام را ،که با ظلم وستم ودرندگی کاخهایی را ساختند، نشانه تمدن می نامیم ، وچون کبک سر خود را زیر برف کرده ایم، وبه این آثار افتخار می کنیم ،بدون اینکه لحظه ای تامل کنیم، که پیشینیانمان که مطمئنا از مردم عوام بودند ، چه خون دلی را خوردند وچه مشکلاتی را تحمل کردند، تا این عده اندک غرایز حیوانی شان را بر آورده سازند.
در حالی که به تاریخ بعد از اسلام خود بی توجهیم ،که تا این اندازه شکوه وعظمت واحترام را برایمان به ارمغان آورده است، که حتی زمانی که ما بهداشت و مسکن پاک ودیگر حقوق انسانی را داشتیم ،اروپا وبطور کلی جوامع غیر مسلمان در توحش زندگی می کردند ،بدون اینکه حتی از کمترین حقوق انسانی برخوردار باشند ،وگاهی پادشاهان وگاهی کلیسا باآنان چون حیوانات برخورد می کردند ،در حالی که مسلمانان دارای علم وفرهنگ بودند، آنچه که امروز اروپا به آن می بالد ،در واقع مدیون همان مسلمانان است .
پس اسلام وقوانین قرآن این عقب ماندگی را برای ما به ارمغان نیاورده است ، آنچه مارا عقب مانده نگه می دارد این است که، ما به جای خوردن آب از سرچشمه پاک وزلال روی می آوریم ،به خوردن پس آبهایی که از این شهر واز آن روستا گذشته است ،تا به ما برسد، وقتی پس آب ناپاک را می خوری، مسلم است که به وبا وهزاران هزار درد ومرض دیگر دچار خواهی شد .
وقتی کسانی پیدا می شوند که پس مانده آخور دیگران را می خورند، آن وقت ما چنین تفکرات پست واحمقانه را نیز باید انتظار داشته باشیم، که بگوییم مخلوق بر تر از خالق است. چرا که توجه مخلوق فقط به لذت آنی است وبس.
قوانین بشری اگر دردی از انسان دوا می کرد ،هر روز عوض نمی شد هزار سال است که قرآن نازل شده ،ویک قانون را آورده ، وهرگز حتی با گذشت هزار سال دیگر قانونش عوض نمی شود، می دانید چرا ؟
چون این قانونی است که خالق ،برای مخلوقش قرارداده است ومطابق فطرت ونیاز واقعی بشر است .پس قانونی که الله قرارداده برترین قوانین است.
اگر الله زنا وروابط آزاد را منع کرده ،برای منافعی است که برای مرد ،زن وفرزند به همراه می آورد ،ودر مجموع برای حفظ بقای اجتماع است. اما قوانین که تا کنون مردان قرار داده اند چه منافعی با خود به همرا آورده داست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی منفعت زن کجای این قانون مردانه است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می گویید (سکولاریستها می گویند که مردها می توانند از زنانی که مشغول کار جنسی هستند استفاده کنند و چند زنی را ممنوع کرده اند و برای زنان بیوه هم بیمه وجود دارد و دختران اضافی هم می توانند با هرکسی باشند و هر وقت خواستند از یکی بچه دار شوند و زندگی خودشان را بکنند . اما در عوض چند زنی وجود ندارد)
اولا قبل از هر توضیحی باید بگویم، اسلام بر خلاف دیگر ،ادیان انسان ساز هدف از ازدواج را تنها برای ارضاء غریزه جنسی قرار نداده است.
ازدواج چه با یک زن باشد، یا با چهار زن اهداف مختلفی دارد ،که یکی از اهداف آن رفع غریزه جنسی است، بنابر این در اسلام مردی که با بیشتر از یک زن ازدواج می کند ،تنها برای امورات جنسی نیست ،بلکه گاه ضروریاتی پیش می آید که مرد ناچار می شود، این تکلیف سنگین را به دوش بگیرد.
مثلا پیامبر صلی الله علیه وسلم به گواهی تاریخ، تنها با یک دوشیزه یعنی ام المومنین عایشه ازدواج کرد، وباقی همسران ایشان بیوه زنان بودند، که گاه قبل از پیامبر صلی الله علیه وسلم با مردان دیگری ازدواج کرده بودند، وحتی فرزندانی نیز از همسران قبلیشان داشتند .
البته باز هم تاکید می کنم برای شما خواهر عزیزم آنچه که در این مقاله بیان می شود، فرمان الله وسنت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است، ومن تاکید می کنم که من از آنچه که بنام اسلام ولی با قوانین انسا نی در جامعه رواج دارد ،دفاع نمی کنم، که این شبهه برایتان ایجاد نشود که ،بگویید فلان مرد نماز می خواند، وادعای مسلمانی می کند ،ولی به محض گرفتن زن جوانتر، زن اول را به حال خودش رها کرده است، وآن زن یک بیوه شوهردار است.
این همان چیزی است که متاسفانه ،ارمغان وهدیه سکولارها به اسلامی است ،که از سرچشمه گرفته نشده، وقوانین انسانی به نام اسلام به آن وارد شده است .
اما به طور مختصر در بیان بعضی اهداف تعدد زوجات :
1. بیشتر بودن شمار زنان در برابر مردان؛ سبب این امر یا مقاومت بیشتر زنان در برابر بیماریهایا کثرت موالید زن در برخى جوامع است برخى احادیث به این نکته اشاره دارد. جنگها یا حوادث دیگر نیز سبب کشته شدن مردان و کاهش تعداد آنان در برابر زنان است، چنانکه در جنگ جهانى دوم به سبب کم شدن شمار مردان بر اثر جنگ، زنان با برپایى تظاهرات جواز قانونى تعدد زوجات را خواستار شدند. ، آیه 3 نساء که تعدد زوجات را تجویز کرده نیز در حالى نازل شد که دختران یتیم در جامعه صدراسلام پرشمار بودند، از اینرو کاهش شمار مردان، این حق را براى زنان، یا این تکلیف را براى جامعه و مردان پدید مىآورد که با تجویز و پذیرش تعدد زوجات، نیاز آنان برآورده شود. چرا که زن بنابر خلقت زنانه اش همیشه نیاز به یک سرپرست دارد تا نیازهای زندگی اش را براورده شود. مانند سوده ام المومنین که حتی نوبت شب خود را به دیگر زنان پیامبر داده است.
اسلام این زنان را مانند گوشت قربانی جلوی مردان نیانداخت تا آنجا که ،می توانند از این موجود ظریف لذت برند ووقتی که تازگی ونشاطش را ،از دست داد در خرابها در حالی که ،از گرسنگی یا سرما ویا.....جانش را از دست داده پیدا شوند ،وزنانی چون شما که جوانی وموقعیتی که دارید، وفکر می کنید که ابدی برای شما باقی می ماند، مشغول به خود باشید ،واین زنان را از صفحه روزگار، با یک{ بیچاره }گفتن پاک کنید. اینان نیز زنانی چون شمایند که خواهان خانه ای آرام وفرزندانی هستند که، در زمان پیری به آنان تکیه کنند . آنان چیزی غیر از حق طبیعی شان نمی خواهند .
2. زنان به ویژه در نقاط گرمسیر زودتر از مردان بالغ مىشوند و ممکن است براى همه آنان مردان آماده ازدواج وجود نداشته باشد.
همانطور که هر انسان تحصیل کرده وعاقلی می داندوعلم به وضوح آن را اثبات کرده است که، دختران چندین سال زودتر از پسران بالغ می شوند، همانطور که زودتر از مردان نیز به سن یاس، یا همان یائسگی می رسند. پس تکلیف این دختران چیست که زود بالغ می شوند، وزودتر هم از بچه دار شدن محروم می شوند .
4- ازدیاد نسل ،چرا که یکی از عوامل قدرت ملتها جمعیت است، واز آن جایی که زنان فقط تا سن محدودی قادر به بچه دار شدن هستند ،درحالی که مردان تا پایان عمر قادر به بچه دار شدن هستند ،بنابراین ازدیاد نسل یکی از دلایل تعدد زوجات است .
5- گاه زن عقیم است، وتوانایی بچه دار شدن را ندارد ومرد خواهان فرزند است ،در این مورد یا، باید مرد همسرش را طلاق دهد ویک زن به زنان بدون سرپرست اضافه کند، ویا نه با داشتن این همسر زنان دیگری را نیز به همسری بگیرد .
باهمه این دلایل که بیان شد داشتن بیش از یک همسر بدون قاعده وقانون نیست، این گونه نیست که هر کسی هر گونه که بخواهد، زندگی کند بلکه خانواده در اسلام دارای قوانینی است .اگر مردی توان داشتن بیش از یک همسر را داشته باشد، باید با تمام همسرانش مطابق با قانون اسلام برخورد کند تا آسیبی به زن یا فرزندان نرسد .
قوانین تعدد زوجات :
1- اولین قانون ومهمترین قانون که در آیات قرآن نیز به صراحت به آن اشاره شد، داشتن عدالت است.
یعنی هیچ مردی حق ندارد به دلیل گرفتن همسر جدید همسر یا همسران قبلیش را به حال خودشان رها کند. وباید در تمام مسائل زندگی با همه همسرانش عادلانه ویکسان برخورد کند«فَانکِحوا ما طابَ لَکُم مِنَ النِّساءِ مَثنى وثُلـثَ ورُبـعَ فَاِن خِفتُم اَلاَّ تَعدِلوا فَوحِدَةً». (نساء،3) برخى شرط عدالت را از عموم آیات امر کننده به عدالت استفاده کردهاند مانند آیه 8 مائده: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا کونوا قَوّمینَ لِلّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ ... اعدِلوا هُوَ اَقرَبُ لِلتَّقوى»؛ ولى با توجه به اینکه در آیهاى دیگر شوهران را ناتوان از رعایت عدالت میان همسران خود مىداند: «ولَن تَستَطیعوا اَن تَعدِلوا بَینَ النِّساءِ ولَو حَرَصتُم»(نساء) مفسران در تفسیر این آیات و نحوه جمع آنها با یکدیگر وجوهى را بیان داشتهاند؛ مانند: 1. مراد از عدالت در آیه 3نساء رعایت عدالت در مورد نفقه و مسکن و همخوابگى (قَسْم) است؛ اما مراد از عدالت در آیه 129 نساءعدالت در محبت است که شوهر از رعایت کردن آن ناتوان است. این تفسیر که بسیارى از مفسران بر آناند، 2. مراد از عدالت در آیه اول عدالت تقریبى و نِسبى و در آیه دوم عدالت حقیقى است. مراد از عدالت در آیه نخست، رعایت عدالت در هر کارى است که شوهر توان انجام دادن آن را دارد، ولى مراد از عدالت در آیه دوم، عدالت در امور خارج از توان انسان است و انسان به کارى که خارج از توانش باشد مکلف نیست: «لایُکَلِّفُ اللّهُ نَفسًا اِلاّ وُسعَها». (بقره/2،286)، بر این اساس در امورى که زوج توان انجام دادن آن را دارد رعایت عدالت میان همسران لازم است. به هر روى اگر کسى قصد یا توان رعایت عدالت را نداشته باشد، براى او ازدواج با بیش از یک همسر جایز نیست .
2- محدودیت تعداد همسران
طبق آیه 3 نساءمسلمانان مجازند که تا 4 تن از زنانى را که ازدواج با آنان حلال است به همسرى بگیرند«فَانکِحوا ما طابَ لَکُم مِنَ النِّساءِ مَثنى وثُلـثَ و رُبـعَ».«مثنى و ثلاث و رباع»در زبان عرب به معناى دو تا دو تا و سه تا سه تا و 4 تا 4 تاست و مراد از آن تعداد دو یا سه یا 4 است بنابراین، از آیه استفاده مىشود که حداکثر همسرانى که یک مرد مىتواند داشته باشد، 4تاست.
3-. رعایت حقّ قَسْم
یکى از حقوق واجب همسران متعدد بر عهده شوهر، رعایت حقّ قَسْم یعنى تقسیم عادلانه بیتوته و همخوابگى او با آنهاست. برخى فقها این حکم را از آیه 129 نساء: «فَلا تَمیلوا کُلَّ المَیلِ فَتَذَروها کالمُعَلَّقَةِ»استفاده کردهاند؛ با این استدلال که این آیه از تمایل به سوى یکى از همسران و دورىکردن از دیگرى نهى کرده است و اختصاص بیتوته به یکى از همسران از مصادیق میل کردن است.
40-. جمع نکردن میان برخى زنان
در تعدد زوجات، ازدواج با دو خواهر در یک زمان حراماست: «حُرِّمَت عَلَیکُم ... و اَن تَجمَعوا بَینَ الاُختَینِ اِلاّ ما قَد سَلَفَ اِنَّ اللّهَ کانَ غَفورًا رَحیما».(نساء/4، 23)
در تمام این قوانین تاکید شده است که ظلمی به زن نشود وحقی از زن پایمال نشود
این قوانین اسلام بر ای تعدد زوجات است که به صورت بسیار مختصر بیان شد اما برگردیم به قوانین ظالمانه ای که سکولارها برای زنان قرارداده اند ،تا دریابیم که منفعت زنان در این قوانین است یا مردان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
.خوب خواهر خوبم، تو دقت کرده ای به این قانون مردانه ، در این قانون مردان را خطاب قرار داده است که می توانند از زنان استفاده جنسی کنند، یعنی زن جنس وکالایی است که مانند روسری برای چند ساعت ویا حتی چند دقیقه می خرند، مانند دستمال کاغذی می خرند، در بهترین حالت دهانشان را پاک می کنند ،ودور می اندازندو تمام .
هیچ مسئولیتی در برابر عاطفه زن ،جسم زن ، وروحیه زن، ندارند چون آن زن تن فروش هم ، بلاخره یک زن است.
که مردانی که قوانین مردانه وضع می کنند، او را وادار به این کار کرده اند.
می دانی چرا چند زنی راممنوع کرده اند؟
شمایی که برا ی منافع دیگران گریبان چاک می دهید ،چون اسلام قانونی را وضع نکرده، مگر اینکه چار چوبه ای را هم برای آن فراهم کرده باشد .
مردی که دو زن یا سه یا چهار زن دارد، موظف است خوراک پوشاک مسکن درمان وآنچه که در حالت عرف جز رفاه جامعه است ، را برای هر چهارتا به یک میزان وبی کم وکاست فراهم کند.
حتی برای امور جنسی نیز، باید عدالت را مابین همه آنان رعایت کند .باید وقت وزمان کار وعبادت وهمنشینی با آنان ،را تنظیم کند ،وحق ندارد مانند آنچه که امروزه، در جوامع به اصطلاح اسلامی رایج است، تا یک زن جوان تر گرفت، دیگری یا در پستوی خانه بپوسد، ویا بی رزق وروزی وآواره شود، که هم به ظاهر شوهر دارد ودر عمل ندارد .
آنچه که من در ابتدا گفتم ،باید اسلام را از سرچشمه گرفت، واین آب گوارا را نوشید.
آنچه که امروز در اکثر جوامع رایج است ،در اصل پس آبی است که ،هر کس کثافتی را وارد آن کرده است ،وآن را زشت وبیماری زا کرده است ،وشما خواننده عزیز ،اگر شعور خود را به کار گیرید، دیگر از این پس آب نمی خورید ،بلکه به خود زحمت داده واز سرچشمه زلال اسلام ،یعنی قرآن وسنت پیامبر وراه وروش اصحاب پیامبر، می نوشید ،تا درک کنید که ،اسلام واقعا چه دین گوارایی است.
خداوند در قرآن وقتی اجازه چند زنی را به بشر می دهد، اولا چون این قانون خالق برای مخلوق است پس ، مطابق با خواست درونی ونیاز جامعه بشری است .
چرا که جامعه گاهی واقعا نیاز مند است تا، برای زنان که در اکثر مواقع تعدادشان بیش از مردان است ،فکری کند یا باید مانند جوامع سکولار آنان را مجبور به تن فروشی کند ،تا نیازها طبیعی خود را بر طرف کنند، یا باید مانند انسانی بیمار منزوی وتارک دنیا شوند ویا..........که تمام این موارد ،علاوه بر آثار سوء شخصی ،اساس خانواده را که در واقع زیر بنای جامعه است را تهدید می کند ،وباعث نابودی خانواده وفرزندان ودر نتیجه جامعه می شود ،وآن حاصلی را به بار می آورد که ،امروزه در کشورهای سکولار شاهدیم که، حتی کودکان را آن قدر قسی القلب می کند که، با اسلحه وارد مدارس می شوند، و آن فجایعی را به بار می آورند که ،در اخبارشاهد آن هستیم .
مردمانی که تنها ظاهری چون انسان دارند و، در باطن درنده تر از ،هر حیوان درنده ای هستند .
دوما قانون تعدد زوجات در اسلام ،مانند تمام قوانین اسلام ،چارچوبه ای برای خودش دارد ،والله تعالی مردی را که نمی تواند ،عدالت را اجرا کند، از انجام آن باز داشته است ،واین طور نیست که مرد به میل وخواست خودش، بتواند هر گونه خواست ،با زنانش برخورد کند. بلکه خداوند مصلحت زنان را در نظر گرفته ،وعدالت را شرط کرده است .
چرا که انسان موجودی فراتر از حیوان است که ،تنها اطفای غریزه برایش شرط باشد وبس ،وبا توجه به قانون قرآن در عصر حاضر، بیشتر مردان حتی لایق داشتن، یک زن هم نیستند، تا چه رسد به چند زن.
البته این قانون بر خلاف قانون بشری است، چرا که قانون بشری به مرد این اجازه را می دهد ،تا این غرایز فطری را همچون حیوانی مهار نشده، بر سر هر کوی وبرزنی ارضاء کند.
مهم نیست اگر با همسرش سالها ،در یک خانه زندگی کند، ولی هر شب به جای اینکه در کنار همسرش باشد، شب را در آغوش زنان دیگر به سر ببرد ،وصبح وقتی مست به خانه برگردد ،زنش هچون کنیزی وسایل آرامش او را فراهم کند.
در قانون بشری منفعت مرد مشخص است ،مثل هر حیوانی دیگر غریزه اش را ارضاء می کند .
ولی تو ای زنی که ،چشمانت را بر روی حقیقت بسته ای منفعت تو کجای این قانون است ؟!
اگر به جای آن زنان تن فروش بخت برگشته ،باشی که می دانی ، مانند دستمال کاغذی تاریخ انقضاء مصرف داری ،برای تمام عمرت که نمی توانی، جسمت را بفروشی، اگر در نهایت زیبایی باشی، ازشانزده سالگی تا نهایت بیست دو سه سالگی واگر نهایت عمر کاریت را ،سی سالگی هم بگذاریم ،وتو انسانی باشی که شصت سال، نه بیشتر عمر کند ،باقی عمرت را چگونه می گذرانی؟
دیگر بدنت بی ارزش است، چرا که گلها ی جوانتر وتازه تر طالب دارند، وتو هرگز نمی توانی در طول ده سال عمر مفید کاریت، اندوخته ای برای سی سال باقی عمرت فراهم کنی.
پس ناچار یا باید در خیابانها ودر میان سطلهای زباله عمرت را تمام کنی، ویا در یک صبح برفی بدن خشک شده از سرمایت را پیدا کنند ،اگر قبل از آن خودکشی نکرده باشی .
چه کسی آینده تورا تضمین می کند؟
آیا مردی که در گذشته بابت بودن با تو، حاضر بود مبلغی بپردازد، در آن روز آیا تو را اصلا به یاد می آورد ؟
تازه این بهترین نتیجه ای است که، یک زن هرجایی می تواند داشته با شد.
اینکه به انواع واقسام بیماریهای جنسی دچارشود ویا معتاد شود، آن که دیگر مشخص است.
کجای قوانین مرد سالار برای این زنان قانونی است؟
اگر قانونی مثل کارت سلامت را وضع می کنند ،به خاطر زنان نیست ،بلکه به خاطر آسایش خودشان است.
اگر قوانین بهداشتی وضع می کنند، برای حفظ سلامت خودشان است.
اگر راست می گویند چرا در هیچ کجای قوانین آنان نیامده، تا این گونه زنان مانند هر کار گر دیگری خدمات بازنشستگی ودرمانی داشته باشند؟ ویا زمانی که دچار امراض جنسی شدند، آنان را درمان کنند ؟
آیا میدانی در جاهایی مانند اوکراین وبانکوک همین زنان را مثل حیوان قیمت گذاری می کنند ومی فروشند؟
آن هم نه به صورت مخفیانه، بلکه مانند یک لباس ودر بازار ،در بهترین حالت ممکن است این زنان ، تا پایان عمر کاری شان یعنی سی سالگی زنده بمانند، واینکه در این مدت باید چه فجایعی را به جان بخرند بماند .
این خواننده عزیز در سوالشان مطرح کردند که، برای زنان بیوه بیمه وجود دارد.
کدام کشور در جهان تا به امروز این کار را انجام داد؟
ما که هر چه جستجو کردیم هیچ دستگیرمان نشد .
راستی تا کنون فکر کرده اید دختران اضافی که حق دارند، از هر مردی بچه دار شوند،چگونه باید این کودکان را سر پرستی کنند.
کودک که بز وگوسفند نیست که ،فقط به دنیا آورده شود وبعد به حال خودش رها شود.
اگر از نیازها ی مادی کودک بگذریم، تمام جوامعی که این گونه کودکان در آن جوامع زندگی می کنند ،با مشکلات بسیاری در ارتباط با این کودکان مواجه هستند، که بزرگترین آن خلع نبود پدر است.
پدر برای کودک صندوق بانک نیست که، تنها موظف باشد تا از نظر اقتصادی کودک را تامین کند.
.بلکه مطابق با قوانین پاک اسلام ،پدر باید تمام امکانات مادی وآموزشی ونیازهای عاطفی کودک ،را بر طرف کند.
در اسلام این گونه نیست که ،کودک برای پدر ومادر همچون عروسک واسباب بازی باشد، که هرگاه خواستند او را تامین کنند وهرگاه نخواستند او را ،به حال خودش رها کنند، تا شاید جامعه ،برای کودک فکری کند .
بلکه پدری که در تربیت وپرورش فرزند قصور می کند ،وبا این قصور اسباب انحراف کودک را ،فراهم می کند مقصر است وشریک در گناهان فرزند.
همان گونه که وقتی کودکی، اسلامی تربیت شود ،پدر در خیراتی که فرزند انجام می دهد ،شریک است بدون کم شدن از ،پاداش فرزند .
بنابر این، رابطه پدر با فرزند، رابطه گله وچوپان نیست که ،حالا اگر گوسفندی را گرگی بدرد، چوپان مقصر نباشد .
باید توجه کرد وقتی ،ما از کودک صحبت می کنیم ،یعنی انسانی که از لحظه بستن نطفه ،دارا ی حق وحقوقی است که، باید پدر ومادر آن حق وحقوق را رعایت کنند ،ونمی توانند با او مانند حیوان دست آموز بر خورد کنند .
حق ندارند او را از داشتن پدر یا مادر محروم کنند ،چرا که هر کدام از والدین جایگاه خودشان را دارند .
هر گز پدر جایگزین مادر نمی شود ،همانطور که مادر هم جایگزین پدر نمی شود .
همان طور که شما برای رفع گرسنگی نمی توانید، تنها آب بنوشید ،بلکه هر کس در خانواده جایگاه عاطفی وتربیتی خودش را دارد. ووظایفی که خاص اوست وباید پاسخ گو باشد.
والحمد لله رب العالمین
مجاهده
( مدیر وب : زن و زندگی دوباره )
1/10/92 هجری شمسی
بسم الله الرحمن الرحیم