مهارت های اساسی زندگی

 

 

 

ارائه شده توسط :مینا شهابی کارشناس علوم تربیتی

 

خودآگاهی  (1)

خودآگاهی: وقتي از خودت يا از هر چيز ديگري ناراضي هستي نشانه اي است كه به تو هشدار مي دهد بايد تغييري به وجود بيايد.

اين تغيير پس از ايجاد احساس راضي نبودن شكل مي گيرد از ديدگاه قرآن براي رسيدن به توحيد بايد علم و آگاهي وجود داشته باشد: فَاعلَمُوا انّه لا اله الاّ الله ، حتي توحيد هم بايد بر اساس شناخت و علم باشد.

به دليل اهميت شناخت و علم، امام بخاري در كتاب خودش باب جداگانه اي دارد با عنوان باب العلم قبل القول و العمل.

اولين آيه اي كه از طرف خداوند بر پيامبر صلّي الله عليه و سلّم نازل شد (إقرأ) بود يعني زبان گوياي يادگيري و شناخت.

اين آيه مي خواهد بگويد اگر قرار است تغييري ايجاد شود در هر امري شناخت و علم مقدّم است. تا زماني كه شناخت در انسان به وجود نيايد و نسبت به آن امر، علم كافي وجود نداشته باشد قطعاً زمينه هاي تغيير هم فراهم نمي شود.

خودشناسي يا خودآگاهي، بر خودسازي مقدّم است، انساني كه خودش را شناخته و علم كافي از موجوديت خود پيدا كرده مي تواند براي رسيدن به خودسازي تلاش نمايد.

اولين نكته ی مهم در زمينه ی خودشناسي، توجه به چگونگي خلقت است كه خداوند در قرآن مي فرمايد:

هُوَ أنشَأَكُم مِنَ الأرض (سوره هود آيه 61) « او شما را از زمين پديد آورد».

أنبَتَكُم مِنَ الأرض (سوره نوح آيه 17) «خداست كه شما را [مانند] گياهي از زمين رويانيد».

و در جايي ديگري مي فرمايد: فَتَبَارَكَ اللهُ أحسَن الخَالِقيِن (سوره مؤمنون آيه 14) «آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است».

وقتي با تأمل، عظمت خلقت و جهان آفرينش را بررسي مي كنيم به نتايجي دست مي يابيم كه بسيار حائز اهميت است و در رسيدن به خودشناسي به ما كمك مي كنند با بررسي و دقت در خلقت به موارد زير پي مي بريم:

1- توانايي هاي برتر خود را مي شناسيم.

2- عزت و كرامتي كه خدا به فرد داده را مي فهميم و درك مي كنيم. وَلِلّهِ العِزَّةِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلمُؤمِنين (سوره منافقون آيه 8 )

3- باعث مي شود احساس خود كم بيني در خود نداشته باشيم.

شناخت توانايي هاي خود و پي بردن به اين كه خداوند به انسان مؤمن چه عزت و كرامتي بخشيده باعث مي شود انسان مؤمن در درون خود احساس خودكم بيني و ضعف نداشته باشد چون خداوند عزت و كرامت را فقط به بندگان مؤمن خود مي بخشد و ديگران از آن بي بهره هستند.

از طرف ديگر خداوند به انسان يادآور مي شود در عين حالي كه توانايي هاي زيادي در وجود او قرار داده شده و به او عزت و كرامت بخشيده شده ولي هرگز نبايد فراموش كند كه انسان از گِل، زمين و مني ساخته شده است، از چيزي بي ارزش آفريده شده و خلقت گرديده كه قطعاً كاستي هاي زيادي در او وجود دارد. همين انسان بعد از مدتي زندگي در دنیا، با فرا رسيدن مرگ به چيز گنديده ای تبديل مي گردد تا متعادل شود. متعادل شدن باعث مي گردد انسان به خود مغرور نشود.

همچين يادآوري مي كند كه رزق و روزي و مرگ و زندگي انسان مجهول و ناشناخته است چون همه ی اينها در دست خداست و فرد نمي تواند به ميل و اراده ي خود هر چه خواست و اراده کرد به دست آورد. كسي نمي تواند رزق و روزيش را به هر ميزان كه خواست و نياز داشت اضافه كند مگر اين كه خداوند برايش مقدّر كرده باشد. كسي نمي تواند زمان تولد و مرگ خود را تعيين كند و مشخص نمايد که چند سال عمر كند و يا پس از مدتي زندگي به عمر خودش خاتمه دهد. همه ی اين امور در دست خداوند است و انسان توانايي انتخاب آن ها را ندارد و نمي تواند به ميل و خواسته خودش هر چه خواست و طلب كرد به دست بياورد. نتيجه ی چنین امری، اين مي شود كه انسان عصيان و نا فرماني نكند.

نكته مهم ديگر، هدف از خلقت است. اين كه خداوند از خلقت انسان و جهان آفرينش چه هدف بزرگي داشته است و در قرآن مي فرمايد: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ(سوره ذاریات آیه 56) « من پریها و انسانها را جز برای پرستش خود نیافریده‌ام».

أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ (سوره مؤمنون آیه 115) « آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده‌ایم، و به سوی ما باز نمی‌گردید؟»

خداوند با بيان هدف خلقت، هدفي را براي ما ترسيم مي كند. همانطور كه جهان آفرينش با عظمت و بزرگي آن، هدفمند خلق شده ضروري است انسان ها و همه ی موجودات در راستاي اين هدف و دست يابي به غايت خلقت تلاش نمايند. در خودآگاهي هم بايستي به اهداف، دقت و توجه شود. هدف از خودشناسي و خودآگاهي اصلاح و تزكيه است و به دنبال آن يعلمهم الكتاب و الحكمه . در نهايت جلب رضايت الله با پيروي كردن از قوانين، بايد ها و ارزش هايش كه در كلمه ی عبادت خلاصه مي گردد.

اصلاح نفس به 2 طريق انجام مي شود:

1- از طريق امور فطري، مثل گرايش به دين، كنجكاوي، استقلال طلبي، دوري از رذايل اخلاقي و پاي بند كردن خود به بايد ها و ارزش هاي خدا.

2- از طريق امور اكتسابي، مثل چيزهايي كه از طريق علم و عمل به دست مي آيند. روش هاي عملي مانند: شرکت در كارگاه هاي آموزشي، الگوبرداري و مقايسه ی خود با ديگران در گذشته و حال، مطالعه زندگي پيامبر و صحابه، بازخورد ديگران به فرد.